جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٣ - فصل بدان كه در آب چاه ميانه مجتهدين خلاف است،
مگر بهتغيير، و اگر كمتر از كر است نجس مىشود [١] اگرچه تغيير نيابد، و مذهب اوّل اقوى است [٢].
و واجب است نزد آن مجتهدين كه قايلند به نجاست آب چاه به ملاقات نجاست آنكه كلّ آب آن را نَزْح [٣][١] نمايند اگر شترى در او بميرد يا گاوى يا مسكرى مايع بالأصاله در آن افتد، يا فُقّاع يا منى يا خون حيض يا استحاضه يا نفاس در آن ريخته شود، پس اگر نَزْح كلّ آب متعذّر باشد واجب است كه چهار مرد به نوبت آب بكشند، به اين طريق كه دو مرد آب بكشند تا مانده شوند[٢] پس اين دو مرد ديگر آب بكشند چون ايشان مانده شوند آن دو مرد اوّل بكشند و همچنين از طلوع فجر تا غروب آفتاب.
و اگر اسبى يا خرى يا گاو ماده در چاه بميرد مقدار يك كر آب از آن بكشند.
و اگر آدمى در آن بميرد هفتاد دلو بكشند، خواه آدمى مرد باشد و خواه زن، و خواه بالغ و خواه طفل. امّا اگر كافر باشد در آن خلاف است، بعضى از مجتهدين كشيدن كلّ آب را واجب مىدانند، و بعضى زياده برهفتاد دلو واجب نمىدانند.
و اگر غايط تر در چاه افتد يا خون بسيار- مثل آن قدر خون كه از ذبح كردن گوسفند بيرون آيد- پنجاه دلو بايد كشيد. و اگر خون كم ريخته شود- مثل آنقدر خون كهاز ذبح كبوتر بيرون آيد- ده دلو بايد كشيد، و همچنين اگر غايط خشك در چاه افتد.
و اگر موش در چاه افتد و بميرد و از هم بپاشد يا سگ افتد و زنده بيرون آيد هفت دلو بكشند. و اگر موش از هم نپاشيده باشد سه دلو بايد كشيد.
______________________________
[١]-
على الاحوط، ان لم يكن اقوى و طريق تطهير آن به نزح مقرّر است. (دهكردى)
[٢] اقوى در آب چاه قول ثانى است كه نجس شود به محض ملاقات، بلكه نجس مىشود به تغيّر يكى از اوصاف او و طاهر مىشود به زوال تغيّر به كشيدن و نحو آن. (تويسركانى)
* بلكه اقوى قول سوم است، چنانچه اشاره شد. (دهكردى)
[٣] اگرچه بعض اين تحديدات مذكوره از براى نزح محلّ اشكال و خلاف است، و لكن امر درآن سهل است، بنابر قول بعدم نجاست، چنانچه مختار است. (خراسانى)
[١] با دلو و مانند آن بكشند.
[٢] خسته شوند.