جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٢٦٠ - فصل ششم در بيان زكات فطره
مگر آنكه زكاتدهنده سيّد باشد چه زكات سيّد برسادات رواست.
سوم: جماعتىاند كه حاكم شرع ايشان را بهواسطه اخذ زكات از مردم و ضبط محاسبه و قسمت آن تعيين نموده باشد، و شرط نيست كه اين جماعت فقرا و مساكين باشند، پس هرچند مالدار باشند آنچه حاكم شرع به حقّالسعى ايشان تعيين نمايد مىتوانند گرفت.
چهارم: جماعت كافر كه در جهاد مدد اهل اسلام مىكنند [١].
پنجم: هربندهاى كه در خدمت آقاى خود مشقّت و آزار كشد پس او را از زكات مىتوان خريد و آزاد كردن، و همچنين بندهاى كه شرط كرده باشد كه مبلغى به آقا دهد و بعد از آن آزاد باشد، هر گاه عاجز باشد از تحصيل كلّ آن مبلغ يا بعض آن پس آنمبلغ را يا تتمّه آن را از زكات به آقاى او مىتوان داد تا آزاد شود.
ششم: جماعتى كه قرض بسيار برآورده باشند و از دادن آن عاجز باشند، بهشرط آنكه آن قرض را در معصيت صرف نكرده باشند.
هفتم: سبيل اللَّه، مثل پُل ساختن و مسجد عمارت كردن و مدرسه جهت طالبان علم ساختن كه به علمى مشغول باشند كه در آخرت نفعى از آن به ايشان رسد.
هشتم: ابن سبيل، يعنى شخصى را كه در شهر خود مالدار و غنى باشد امّا به غربت افتاده و پريشان شده باشد به او زكات مىتوان داد، به شرط آنكه سفر او سفر معصيت نباشد و شخصى نيابد كه از او قرض بگيرد يا چيزى از اموال كه در شهر خود دارد بفروشد.
فصل ششم در بيان زكات فطره
بدانكه هرشخصى كه عاقل و بالغ باشد و قادر بر قُوت يك ساله خود و عيال خود باشد، خواه خود و عيالان او روزه ماه رمضان گرفته باشند و خواه نگرفته باشند براو
______________________________
[١]
اين در زمان حضور امام است و در زمان غيبت مشكل است. (خراسانى، مازندرانى)