جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ١٢٥ - فصل اگر برشخصى بعد از آن كه نماز گزارده باشد ظاهر شود كه در حال نماز روى او به قبله نبوده
بگيرند. و علامت بعضى ديگر از آن بلاد- مثل شهر موصل [١] آن است كه مشرق را بر جانب چپ و مغرب بر جانب راست بگيرند. و علامت قبله بعضى از بلاد شام آن است كه جَدْى را بر دوش چپ [٢] گيرند. و علامت بعضى از آن بلاد آن است كه سهيل را در وقتى كه بهغايت بلندى رسد در مابين چشمها گيرند. و علامت بلاد يمن آن است كه سهيل را در وقت مذكور در پس سر مابين دوشها گيرند.
و اكثر اين علامات از علم هيأت معلوم شده، و در دانستن قبله اعتماد براين علم جايز است [٣].
امّا اگر شخصى در صحرا [٤] باشد و از علامات قبله چيزى ظاهر نباشد و شخصى يافت نشود كه از قول او ظنّ قبله بهم رسد، بر آن شخص واجب است كه نماز را چهار نوبت [٥] به چهار جهت [٦] بگزارد اگر وقت وسيع باشد، و اگر وقت تنگ باشد به هرقدر كه وقت گنجد نماز گزارد اگر چه يك نوبت باشد، به هرجهت كه خواهد.
فصل اگر برشخصى بعد از آن كه نماز گزارده باشد ظاهر شود كه در حال نماز روى او به قبله نبوده
______________________________
[١]-
در تعيين قبله اين بلاد رجوع نمايند به اهل بصيرت از كسانى كه حاصل مىشود از قول
آنهاعلم يا ظنّ با عدم تمكّن از علم. (خراسانى)
[٢] بلكه بر شانه چپ. (خراسانى)
[٣] اگر مفيد علم يا ظنّ با عدم تمكّن از علم باشند. (خراسانى)
* با حصول مظنّه در جائى كه به آن اكتفاء ميتوان نمود. (صدر)
[٤] يا در غير صحرا. (يزدى)
[٥] و لكن به نحوى چهار نماز بگزارد كه يقين حاصل نمايد كه يكى از آنها رو به قبله بوده و برتقدير انحراف هم به جانب راست و چپ نرسد. (خراسانى)
[٦] نماز در چهار سمت احوط است. (تويسركانى)
* احوط اين است كه چهار جهت هر دو جهت از آن مقابل يكديگر باشد و دورى جهات از همديگر مساوى باشد و اين حاصل مىشود به دو خطّ متقاطع كه چهار زاويه قائمه حادث شود. (مازندرانى، نخجوانى)