جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٦٦ - قسم ششم آنچه موجب ثلث خونبهاست
دوم: زايل ساختن پلكهاى پائين چشم شخصى برقول بعضى از مجتهدين[١].
سوم: برطرف كردن حايلى كه ميانه دو سوراخ بينى است. [١]
چهارم: زبان گنگ را بريدن.
پنجم: تير از دو سوراخ بينى شخصى گذرانيدن كه سوراخ آن بهم نيايد.
ششم: هر گاه پشت كسى را بشكند آنگاه نيكو شود. [٢]
هفتم آنكه: كارى كند كه بول كسى منقطع نشود آنگاه نيك شود. [٣]
هشتم: بريدن ذكر عنّين. [٤]
نهم: بريدن خصيه راست كسى برقول بعضى از مجتهدين[٢].
) دهم: هر گاه بكارت زنى را به انگشت ببرند، چنانكه بول و غايط او بند نشود. [٥]
يازدهم: هر گاه پاى برشكم كسى نهند كه بول و غايط او بيرون آيد. [٦]
دوازدهم: بريدن انگشت ابهام، يعنى انگشت نر، خواه از دست باشد و خواه از پا بر قول بعضى از مجتهدين [٧][٣].
______________________________
[١]
جمعى در اينجا قائلند به نصف ديه و آن احوط است. (تويسركانى)
* محلّ تأمّل است. (يزدى)
[٢] بنابر مذهب مشهور هر چند مستند واضحى ندارد. (يزدى)
[٣] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
* اظهر ارش است. (يزدى)
[٤] محلّ اشكال است، بلكه در متن گذشت كه مثل صحيح است. (يزدى)
[٥] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
* گذشت كه هرگاه مثانه او را بدرد تمام ديه خالى از قوّت نيست. (يزدى)
[٦] محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
[٧] قول آن بعض به ثلثديه در قطع دو ابهاماست، و امّا درابهام يكدست يا يكپا، ثلث ديه
[١] شيخ طوسى، خلاف ٥: ٢٣٦ مسأله ٢٤ و مبسوط ٧: ١٣٠. ابن ادريس، سرائر ٣: ٣٧٨.
[٢] شيخ صدوق، هدايه: ٢٩٩. شيخ طوسى، خلاف ٥: ٢٥٩ مسأله ٦٩. ابن برّاج، مهذّب ٢: ٤٨١. سلّار، مراسم: ٢٤٤. ابن حمزه، وسيله: ٤٥١.
[٣] شيخ طوسى، خلاف ٥: ٢١١ مسأله ٩٣ و صفحه ٢٤٨ مسأله ٥٠. ابن حمزه، وسيله: ٤٥٢. ابن زهره، غنيه: ٤١٨. قطب الدين كيدرى، اصباح الشيعه: ٥٠٦.