جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٧٩٢ - فصل دوم در صفات قاضى
هشتم آنكه: آزاد باشد برقول بعضى از مجتهدين[١].
نهم آنكه: كور نباشد به مذهب بعضى ازمجتهدين[٢]. امّا اگر كر باشد صحيحاست.
دهم آنكه: فراموشى او زياده از ياد بود او نباشد، چه اگر فراموشى او غالب باشد قضاى او صحيح نيست.
يازدهم آنكه: كسى باشد كه گواهى او بر مدّعى عليه مسموع باشد، پس اگر چنين نباشد- چون قضاى فرزند برپدر و بنده برآقا وعدو برعدو- صحيح نيست. [١]
دوازدهم آنكه: در احكام شرعيّه و اصول آن اجتهاد كرده باشد، و اجتهاد به دانستن هفت علم حاصل مىشود:
اوّل: علم كلام به دليل تفصيلى چه دليل اجمالى كافى [٢] نيست، و آن علمى است كه بحث كرده مىشود در آن از شناختن خداى تعالى و صفات ثبوتيّه و سلبيّه و عدل و حكمت او، و نبوّت پيغمبر، و امامت اميرالمؤمنين و ائمّه طاهرين :، و معاد. و امّا معرفت آنچه در كتب حكمت مذكور مىشود از جواهر و اعراض و دفع شبهاتى كه كردهاند و كنند واجب كفائى است.
دوم: علم اصول فقه، و آن علمى است كه بحث مىشود در آن از دلايل احكام شرعى از امر و نهى و عموم و خصوص و اطلاق و تقييد و اجمال و بيان و غيراينها.
سوم: علم نحو ضرورى، و آن علمى است كه بحث مىشود در آن از احوال آخر كلمه و كلام از حيثيّت اعراب و بِنا، امّا استيفاى مسايل نحو لازم نيست.
چهارم: علم صرف ضرورى، و آن علمى است كه بحث مىشود در آن از احوال
______________________________
[١]
معلوم نيست. (يزدى)
[٢] دليل اجمالى كافى است على الاقوى. (تويسركانى- صدر)
[١] شيخ طوسى، مبسوط ٨: ١٠١. ابن برّاج، مهذّب ٢: ٥٩٩. شهيد اوّل، دروس ٢: ٦٥. علّامه، قواعد ٣: ٤٢٢.
[٢] شيخ طوسى، مبسوط ٨: ١٠١. ابن برّاج، مهذّب ٢: ٥٩٨. محقّق، شرايع ٤: ٦٨. علّامه، قواعد ٣: ٤٢١.