جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٢٥ - و عدالت گواهان به سه چيز ثابت مىشود
سبب سبكى اينكس شود، چون طعام خوردن غير بازارى در بازارها، و سربرهنه راه رفتن، و چيزهايى كه سبب خنده شود بسيار گفتن، و با وجود علم و فضل لباس لشكريان پوشيدن و غير اينها.
و عدالت گواهان به سه چيز ثابت مىشود:
اوّل: علم حاكم به آن، به معاشرت باطنى كردن به او.
دوم: گواهى دادن دو عادل به عدالت او، و بايد كه گواهان آن شخص را بهنام او و نام پدر او در حضور مدّعى و مدّعى عليه تعريف كنند، چه ممكن است كه ميانه شاهد و مدّعى شركتى باشد، يا ميانه او و مدّعى عليه عداوتى باشد.
سوم: شياع [١] به مذهب بعضى از مجتهدين كه شياع را در اثبات مجروح ساختن گواه كافى مىدانند[١]. و اگر گواهان عدالت و گواهان غيرآن متعارض شوند گواهان فسق مقدّماند [٢] برگواهان عدالت هر گاه مطلق گواهى دهند و سبب آن را مذكور نسازند، و اگر ذكر سبب كنند بعضى از مجتهدين گفتهاند كه: گواهان جرح مقدّمند [٣] و بعضى برآنند كه: گواهان عدالت. و آيا عدالت گواهان ثابت مىشود به اقرار كردن مدّعى عليه به عدالت او؟ ميانه مجتهدين خلاف است. [٤] و اگر بعد از گواهى دادن گواهان عادل برعدالت شخصى حاكم را شكّى باشد سنّت است كه ميانه گواهان تفريق كند هر گاه از اهل فضل نباشند. و عدالت گواهان در وقت گواهى دادن معتبر است نه در وقت گواه
______________________________
[١]-
هرگاه در شياع حسن ظاهر مشخّص شود كافى است و اثبات جرح به او مشكل استمادامى كه
مفيد علم شرعى نباشد و قول به تقديم جارح بر معدّل يا به عكس باطلاقه خالى از
اشكال نيست. (تويسركانى)
* شياع ظنّى كافى نيست. (يزدى)
[٢] معلوم نيست. (يزدى)
[٣] تقدّم جارح بر معدّل يا به عكس محتاج به تفصيلى است كه مجال ذكر آن نيست. (صدر)
[٤] اظهر عدم ثبوت است و بنابر ثبوت اختصاص دارد به خود مدّعى عليه. (نخجوانى، يزدى)
[١] علّامه حلّى، قواعد ٣: ٤٣١. محقّق، شرايع ٤: ٧٧.