جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٦٩ - قسم شانزدهم آنچه در آن ثلث خونبهاى آن عضو لازم است
اوّل: بريدن يكى از پنج انگشت، خواه از دست باشد و خواه از پا.
دوم: چيزى از سوراخ بينى كسى گذرانيدن و بعد از آن، آن جراحت نيك شود. [١]
سوم آنكه: كسى كارى كند كه طفلى كه خلقتش تمام شده باشد امّا هنوز به حركت نيامده باشد از شكم زن بيفتد، خواه آن طفل مرد باشد و خواه زن، خواه جهود باشد و خواه نصارى، خواه آزاد باشد و خواه بنده، چه در اينها عشر خونبها دادن لازم است.
چهارم: بريدن سر مسلمان مرده.
پنجم آنكه: زخمى بر كسى زنند كه به استخوان رسيده آن را شكسته باشد.
قسم چهاردهم: آنچه در آن نصف عشر خونبهاست
كه پنجاه مثقال طلا باشد، چون شكستن يكى از دوازده دندان پيش، شش از بالا و شش از پائين كه ابتداى آنها از دندان پيشتر باشد و انتها از دندان پستر.
قسم پانزدهم: آنچه در آن نصف نصف عشر خونبهاست
كه بيست و پنج مثقال طلا باشد، و آن دو امر است:
اوّل: شكستن يكى از شانزده دندان غير از دندانهاى پيش كه مذكور شد.
دوم: شكستن ضلعى كه نزديك دل باشد.
قسم شانزدهم: آنچه در آن ثلث خونبهاى آن عضو لازم است
و آن ده امر است:
اوّل آنكه: كارى كند كه چشم كور كسى فرو رود، چه در آن ثلث خونبهاى چشم صحيح است. [٢]
دوم: بريدن نرمه هردو گوش، چه در حديث آمده كه: خونبهاى آنها ثلث خونبهاى
______________________________
[١]
محلّ تأمّل است. (تويسركانى)
* بر قول بعضى. (يزدى)
[٢] بر قول بعضى. (يزدى)