جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٧٨ - و اما آن هفت امر كه در تيمم سنت است
و امّا آن هفت امر كه در تيمّم سنّت است:
اوّلآنكه: خاك تيمّم خالص باشد [١] يعنى ممزوج به غير خاك نباشد هرچند اطلاق اسم خاك برآن توان كرد.
دومآنكه: خاك تيمّم از زمين مرتفع باشد.
سومآنكه: در وقت زدن كف دست برخاك انگشتان را از يكديگر دور سازد [٢].
چهارمآنكه: بعد از دستها برزمين زدن هردو دست را بتكاند.
پنجمآنكه: اگر كف دست كسى را قطع كرده باشند جاى قطع را به خاك مسح كند [٣].
ششمآنكه: تيمّم را به آخر وقت اندازد [٤] هرچند كه در آخر وقت آب يافت نخواهد شد.
هفتمآنكه: جهت هرنماز تيمّم على حده كند هرچند تيمّم سابق نقض نشده باشد.
______________________________
*
كفايت نمودن ضربه واحده مطلقاً درنهايت قوّت وصحت است، واين مذهب جماعتى از
اساطين- رضوان اللَّه تعالى عليهم- است، هرچند احوط جمع نمودن ميان يك دفعه زدن و
دو دفعه زدن است، خصوصاً در تيمّم بدل از غسل. (كوهكمرهاى)
* احوط اين است كه يك دفعه بزند، پيشانى و پشت دستها را مسح كند و بعد از آن يك دفعه بزند، پشت دستها را مسح كند. (مازندرانى)
* اقوى كفايت يك دفعه زدن است، حتّى در تيمّم بدل غسل، بلى ما فى المتن احوط است، و بهتر در تحصيل احتياط اين است كه يك دفعه بزند و پيشانى و دستها را مسح كند و دفعه ديگر بزند و دستها را مسح كند. (يزدى)
[١]- استحباب اين محلّ تأمّل است. (خراسانى)
[٢] استحباب اين معلوم نيست. (خراسانى)
[٣] بلكه احوط مسح كردن .... (خراسانى)
[٤] وجوب تأخير تيمّم تا اميد بر طرف شدن عذر خالى از قوّت نيست. (خراسانى)
* تأخير در صورت رجاء و عدم يأس احوط است. (كوهكمرهاى)
* با اميد بر طرف شدن عذر، تأخير تيمّم به آخر وقت ترك نشود. (مازندرانى)