جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣٢٧ - مقصد سوم در بيان سعى ما بين صفا و مروه و مقدمات و شروط آن
هفتم: موالات، يعنى هرهفت شوط از پى هم باشد، بهطريقى كه در طواف مذكور شد. و بعضى از مجتهدين [١] برآنند كه موالات شرط نيست[١].
هشتم: جميع مسافت مابين صفا و مروه را قطع كند و چيزى در ميان نگذارد، پس چون از صفا به مروه رسد چنان كند كه سر انگشتان پا به زينه[٢] اوّل مروه برسد، و چون خواهد كه از مروه به صفا رود پاشنه پا را به زينه اوّل مروه مُلْصَق سازد، پس به جانب صفا رود. و اين قاعده را منظور دارد تا هفت شوط را به اتمام رساند.
نهم آنكه: اگر [٢] طواف به روز كرده باشد سعى را به روز ديگر تأخير [٣] نكند بلكه شب بجاآورد، و اگر شب طواف كرده سعى را در آن شب بجاآورد. و بعضى از مجتهدين تأخير به روز ديگر را جايز داشتهاند[٣].
) دهم آنكه: سعى بعد از طواف واقع شود، پس اگر قبل از طواف به فعل آوَرَد سعى باطل خواهد بود [٤].
امّا آن هشت امرى كه در سعى سنّت است:
اوّل آنكه: چون از مسجدالحرام به جهت سعى بيرون رود بايد از در [٥] صفا بيرون
______________________________
[١]
قول اوّل احوط است. (تويسركانى)
[٢] براى اين شرط وجهى نيافتيم. (مازندرانى)
[٣] عدم جواز تأخير معلوم نيست. (خراسانى)
[٤] اگر عمداً و اختياراً چنين نمايد و امّا تقديم سعى بر طواف نسياناً و بالضرورة باشد صحيح است. (خراسانى، مازندرانى)
* و فرق نيست در بطلان ما بين عمد و سهو على الاظهر، بلى از جهت ضرورت يا خوف حيض بوده باشد ضرر ندارد. (نخجوانى)
* مگر آنكه سهواً باشد يا از جهت ضرورت يا خوف حيض، لكن در صورت سهو احوط اعاده است. (يزدى)
[٥] و آن در محاذى حجر الاسود است. (خراسانى، مازندرانى)
[١] علّامه حلّى، تذكرة ٨: ١٣٨ ومنتهى ١٠: ٤٢٣.
[٢] پِلّه.
[٣] محقّق حلّى، شرائع ١: ٢٧٠.