جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٩٢ - قسم اول آنكه تركه به قدر سهام ورثه باشد،
مادرى و پنجاه خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه دوازده سهم است، حصّه زنان سه سهم بود چون ميانه رؤس و سهام ايشان توافق بهمعنى اعمّ بود ردّ كرديم رؤس ايشان را به ثلث يعنى چهار، و حصّه خواهران مادرى چهار سهم بود ميانه رؤس و سهام ايشان توافق به ربع بود ردّ كرديم رؤس ايشان را به ربع يعنى شش، و حصّه خواهران پدرى پنج بود ميانه رؤس و سهام ايشان توافق به خمس بود ردّ كرديم رؤس ايشان را بهخمس يعنى ده، و چون ميانه رؤس و فرقه اولى و ثانيه توافق به نصف بود ضرب كرديم دو را در شش دوازده شد و ميانه حاصل و رؤس فرقه ثالثه توافق به نصف بود، ضرب كرديم حاصل را در پنج شصت حاصل شد، آنگاه شصت را در اصل فريضه كه دوازده بود ضرب كرديم هفتصد و بيست سهم شد، حصّه زنان صد و هشتاد سهم شد، و حصّه خواهران مادرى دويست و چهل سهم، و حصّه خواهران پدرى سيصد سهم.
هشتم آنكه: ميانه رؤس و سهام جميع فرَق توافق نباشد و ميانه رؤس ايشان توافق باشد، جزء وفق فرقه اولى را در فرقه ثانيه ضرب بايد كرد، و حاصل را در اصل فريضه، مثل آنكه شخصى بميرد و چهار زن و ده برادر پدرى داشته باشد، اصل فريضه ايشان چهار سهم است، حصّه زنان يك سهم، و حصّه برادران پدرى سه سهم، و چون ميانه رؤس ايشان توافق به نصف بود ردّ كرديم رؤس ايشان را به نصف، پس دو را در ده ضرب كرديم بيست شد، و بيست را در چهار ضرب كرديم هشتاد شد، حصّه زنان بيست سهم شد، و حصّه برادران پدرى شصت سهم.
نهم آنكه: ميانه رؤس بعضى از فرَق و سهام ايشان توافق باشد و ميانه سهام و رؤس بعضى توافق نباشد، رؤس آن بعضى را كه توافق دارد ميانه رؤس و سهام ايشان ردّ بايد كرد به جزء وفق، و ضرب بايد كرد جزء وفق فرقه اولى را در فرقه ثانيه، و حاصل او را در فرقه ثالثه، و همچنين حاصل را در اصل فريضه، مثل آنكه شخصى بميرد و شش زن و دوازده خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان چهار است، حصّه زنان يك سهم است، و حصّه خواهران پدرى سه سهم، و ميانه سهام و رؤس ايشان توافق به ثلث است بهمعنى اعمّ ردّ كرديم رؤس ايشان را بهثلث كه چهار است، و چون ميانه رؤس هردو