جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٩٠ - قسم اول آنكه تركه به قدر سهام ورثه باشد،
دوم آنكه: ميانه رؤس و سهام جميع فرق توافق نباشد و ميانه رؤس ايشان تماثل باشد، همان رؤس يك فرقه را در اصل فريضه ضرب بايد كرد، مثل آنكه شخصى بميرد و هفت زن و هفت خواهر مادرى و هفت خواهر پدرى داشته باشد، چه اصل فريضه ايشان دوازده سهم است، حصّه زنان سه سهم است بر رؤس ايشان منكسر، و ميانه آنها تباين است، و حصّه خواهران مادرى چهار سهم است به رؤس ايشان منكسر و ميانه آنها تبايُن است و حصّه خواهران پدرى پنج سهم است بر رؤس ايشان منكسر، و ميانه آنها تباين است. و چون رؤس جميع متماثل بود رؤس يك فرقه را در اصل فريضه زديم هشتاد و چهار سهم شد، پس حصّه هريك از زنان سه سهم شد، و حصّه هريك از خواهران پدرى پنج سهم، و حصّه هريك از خواهران مادرى چهار سهم.
سوم آنكه: ميانه رؤس و سهام بعضى از فرَق توافق باشد و ميانه رؤس و سهام بعضى ديگر توافق نباشد و ميانه رؤس جميع فرَق تماثل باشد، رؤس آن بعضى را كه ميانه سهام و رؤس ايشان توافق باشد به جزء وفق ردّ بايد كرد، و همان رؤس يك فرقه را در اصل فريضه بايد زد، مثل آنكه شخصى بميرد و سه زن و نُه خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان چهار سهم است: حصّه زنان يك سهم و حصّه خواهران سه سهم، و چون ميانه سه و نُه توافق به ثلث بود بهمعنى اعمّ ردّ كرديم رؤس ايشان را به سه و سه را در اصل فريضه زديم دوازده شد، حصّه زنان سه سهم شد، و حصّه هريك از خواهران پدرى يك سهم.
چهارم آنكه: ميانه رؤس و سهام جميع فرق توافق باشد و ميانه رؤس ايشان تداخل باشد، رؤس هرفرقهاى را به جزء وفق ردّ بايد كرد و اكثر را در اصل فريضه بايد زد، مثل آنكه شخصى بميرد و شش زن و شانزده خواهر مادرى و ده خواهر پدرى داشته باشد اصل فريضه ايشان دوازده سهم است، حصّه زنان سه است با رؤس ايشان چون توافق بهثلث بود بهمعنى اعمّ ردّ كرديم و رؤس ايشان را به دو كه ثلث شش است، و حصّه خواهر مادرى چهار است با رؤس ايشان متوافق به ربع بود بهمعنى اعمّ ردّ كرديم رؤس ايشان را به ربع كه چهار است، و حصّه خواهران پدرى پنج است با رؤس ايشان متوافق