جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٣٩٣ - فصل دوم در بيان جهاد و شروط آن
برمكاتب، يعنى بندهاى كه مولاى او با او قرار داده باشد كه هر گاه مبلغى بدهد آزاد شود واجب نيست و اگرچه اكثر او به سبب دادن اكثر آن مبلغ آزاد شده باشد. و اگر امام بندههاى جماعتى را به اذن ايشان به جنگ برد جايز است، جهت آنكه از ايشان منتفع مىتوان شد.
شرط پنجم آنكه: پير نباشد، چه پيران عاجزند و قوّت جنگ كردن ندارند. [١]
شرط ششم آنكه: دانا به آداب جنگ باشد [٢] چه اگر دانا نباشد واجب نيست. [٣]
شرط هفتم آنكه: كور [٤] و لَنگ نباشد، به شرطى كه قادر برپياده رفتن و سوار شدن نباشد.
شرط هشتم آنكه: بيمار نباشد.
و اگر در اين صورتها كه از رفتن به جنگ عاجز باشد امّا قدرت داشته باشد كه كسى را به اجرت بگيرد آيا واجب است بر او كه كسى را به اجرت بگيرد يا نه؟ مجتهدين را در اين دو قول است. [٥]
شرط نهم آنكه: قادر باشد برنفقه جهت خود در سفر و عيال خود در حضر.
شرط دهم آنكه: قادر باشد بر چاروائى [٦][١] كه بر او سوار شود، پس اگر يافت نشود واجب نيست، خواه مسافت دور باشد و خواه نزديك. و بعضى از مجتهدين گفتهاند كه اگر مسافت هشت فرسخ است قدرت بر چاروا نيز شرط است[٢].
و اگر كسى نفقه و راحله به كسى دهد تا آنكه جنگ كند در اين صورت واجب
______________________________
[١]
و اگر قوّت داشته باشد واجب است. (يزدى)
[٢] يا بتواند ياد بگيرد. (نخجوانى، يزدى)
[٣] ولى اگر دانا شدن ممكن است واجب است دانا شوند. (صدر)
[٤] به هر دو چشم و امّا اعور، پس بر او واجب است. (نخجوانى، يزدى)
[٥] اظهر با فرض عدم وجود قدر كفايت وجوب است. (دهكردى، يزدى)
[٦] هرگاه محتاج به آن باشد. (دهكردى، نخجوانى، يزدى)
* اين شرط با تمكّن از پيادهروى معلوم نيست. (صدر)
[١] چارپائى، مثل اسب، استر، شتر.
[٢] شيخ طوسى، مبسوط ٢: ٥ و ٦.