جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٨٢ - فصل دوم در آداب تجارت
بيست و يكم آنكه: در معاش حدّ وسط را نگاه دارد، يعنى نه اسراف كند و نه بسيار برخود تنگ گيرد.
بيست و دوم آنكه: در وقت نماز، اوّل نماز بگزارد آنگاه به تجارت مشغول شود.
بيست و سوم آنكه: اگر كسى جهت او هديهاى بياورد عوض آن دهد.
بيست و چهارم آنكه: درِ دكان خود باز كند و طلب روزى نمايد اگر چه مايه نداشته باشد.
بيست و پنجم: پنهان كردن مال خود را اگرچه از برادر باشد.
بيست و ششم: خريدن املاك.
بيست و هفتم: خواب مقرّر خود را در شب كردن.
بيست و هشتم آنكه: براى تجارت كردن در شهرى نماند كه نقصان به امور دينى او رسد چون ناياب بودن آب به جهت وضو، پس بايد كه به شهر ديگر انتقال [١] كند.
بيست و نهم آنكه: بعد از خريدن غلام و كنيز تغيير اسم ايشان بدهد.
سيم آنكه: شيرينى به خورد ايشان بدهد.
سى و يكم آنكه: چيزى به جهت ايشان تصدّق كند.
امّا بيست و شش امر مكروه:
اوّل: داخل شدن به بازار پيش از همه كس.
دوم: مدح بايع و ذمّ مشترى متاع را.
سوم: پوشيدن عيب ظاهر. [٢]
چهارم: سوگند [٣] خوردن در حال فروختن.
پنجم: خريدن و فروختن ميانه صبح و طلوع آفتاب.
______________________________
[١]
البتّه با نبودن ضرر و عسر و حرج ترك انتقال را ننمايند. (صدر)
* بلكه در بعض صور واجب است انتقال كند. (يزدى)
[٢] احوط حرمت پوشيدن عيب ظاهر است. (تويسركانى)
* البتّه ترك پوشيدن عيب ظاهر را نمايند. (صدر)
* يعنى اعلام نكردن. (يزدى)
[٣] يعنى سوگند راست. (دهكردى)