جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٤٨١ - فصل دوم در آداب تجارت
پنجم: كم خريدن و زياده فروختن. [١]
ششم: پيش از همه كس به [٢] طلب روزى رفتن.
هفتم: دعاى منقول خواندن در وقتى كه اراده داخل شدن به بازار كند.
هشتم: دعاى منقول خواندن مشترى پيش از خريدن.
نهم: سه نوبت تكبير و يك نوبت شهادتين گفتن مشترى در وقت خريدن.
دهم: طلب خير و بركت كردن در خريدن و فروختن و سُهولت در آنها.
يازدهم: ابتدا كردن فروشنده به فروختن.
دوازدهم: برابر دانستن خريداران يعنى تفاوت ننهادن ايشان را. امّا اگر علما را جهت فضيلت و علم تفاوت گذارد جايز است.
سيزدهم آنكه: اگر مشترى از خريدن پشيمان شود بايع متاع خود را بگيرد و قيمت آنرا بازدهد.
چهاردهم آنكه: اگر قسمى از اقسام تجارت بر او دشوار شود بهقسمى ديگر كه آسان باشد انتقال كند، و اگر در شهرى ميسّر نشود به شهر ديگر برود.
پانزدهم: هر گاه خريدار پيدا شود فى الحال بفروشد و مشترى را انتظار نفرمايد.
شانزدهم آنكه: براندك فايده اكتفا كند و بسيار نخواهد، بلكه بهمقدار قوت يك روزه برمشتريان قسمت كند.
هفدهم آنكه: اگر در متاع او عيبىباشد آنرا اظهار كند، هر گاه آن عيب ظاهر باشد.
هجدهم آنكه: با كسى معامله كند كه در خير نشو و نما كرده باشد.
نوزدهم آنكه: در خريدن و فروختن قسم نخورد.
بيستم آنكه: قوت يك سال را جمع كند.
______________________________
[١]
خصوصاً به كسى كه وعده احسان او كرده است. (تويسركانى)
[٢] قال رسولاللَّه ٦: «اللّهم بارك لُامتّى فى بكورها». وقال الصادق ٧: «تعلّموا من الغراب ثلاث خصال: استتاره بالسفاد، وبكوره فى طلب الرزق، وحذره» إلى آخره. وقال ٦: «إذا أراد أحدكم حاجة فليبكر إليها وليسرع المشى إليها» إلى آخره پس عنوان استحباب تبكير است نه پيش از همه كس رفتن. (دهكردى، يزدى)