جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٥١١ - فصل اول در شروط گرو كردن
دوم: ايجاب، چون «راهنتُك هذا على الدينِ الفلانى» يعنى گرو كردم اين عين را پيش تو به جهت فلان دَيْن.
سوم: قبول، چون «قبلتُ» و آنچه دلالت كند برآن. و مىبايد كه [١] قبول بعد از ايجاب بىفاصله واقع شود.
چهارم آنكه: ايجاب و قبول را به لفظ [٢] بگويند با قدرت [٣] و با عاجز بودن اشارت و كتابت نيز جايز است. و بهغير عربى و به غير صيغه ماضى نيز جايز است.
پنجم: قبض كردن گرو، و در قبض كردن اذن گروكننده شرط [٤] است، پس اگر پيش از قبض گروكننده بميرد يا ديوانه شود يا رجوع در اذن قبض نمايد گرو باطل مىشود. و بعضى از مجتهدين قبض را شرط نمىدانند. [٥][١] و استدامت قبض شرط نيست، پس اگر بعد از قبض گروكننده در آن تصرّف كند گرو باطل نمىشود.
ششم: حاضر بودن گروگيرنده در قبض [٦]؛ پس اگر در غيبت او گرو كنند تا آنكه گروگيرنده يا وكيل او حاضر نشود و قبض نكند صحيح نيست.
هفتم آنكه [٧]: گرو عينى باشد كه ممكن باشد قبض آن و صحيح باشد مالك شدن آن و جايز باشد فروختن آن، پس گرو كردن دين و منفعت چون سُكناى خانه و خدمت غلام و گرو كردن ملك غير بىاذن صاحبش و گرو كردن شراب و خوك و اگرچه يهود
______________________________
[١]-
على الاحوط. (تويسركانى)
[٢] به معاطات نيز صحيح است. (نخجوانى، يزدى)
[٣] على الاحوط. (تويسركانى)
[٤] اشتراط اذن در قبض احوط است. (تويسركانى)
[٥] اظهر اشتراط است. (نخجوانى)
[٦] اين شرط در منقول صحيح است و در غير منقول مشكل است. (تويسركانى)
* اين شرط راجع به شرط پنجم است. (دهكردى، يزدى)
[٧] اعتبار اين شرط هفتم احوط است. (تويسركانى)
[١] ابن ادريس، سرائر ٢: ٤١٧. علّامه حلّى، قواعد ٢: ١١٦. شيخ طوسى، خلاف ٣: ٢٢٣ مسأله ٥. فخر المحقّقين، ايضاح ٢: ٢٥.