جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٥١ - فصل پنجم در قصاص اعضاى آدمى
يك چشم شخصى را كه دو چشم داشته كور كند آن يك چشم او را به عوض چشم او كور مىتوان كرد و در صورت عكس يك چشم صحيح را به عوض يك چشم او كور بايد كرد، و بعضى گفتهاند كه نصف خونبها نيز بدهد [١][١] زيرا كه يك چشم او بجاى دوچشم است پس در كور كردن آن كلّ خونبها لازم است. و اگر كسى چنان كرده باشد كه بينايى چشم كسى رفته باشد و حدقه بجاى خود باشد كيفيّت قصاص او بهطريقى كه درحديث وارد شده آن است كه: قدرى پنبه را تر كنند و برپشت چشم او بگذارند و او را در برابر آيينه گرمى كه او را رو به آفتاب كرده باشند بدارند تا آنكه بينايى چشم او برود وحدقه بماند[٢] واقوى در كيفيّت قصاص دراين صورت آناست كه به هرطريقى كه ممكن باشد كه بينايى چشم او را كم كنند چنانكه حدقه به حال خود بماند جايز است.
و گوش صحيح را به عوض گوش كر، و بينى صحيح را به عوض بينى كسى كه بويها نشنود، و ذكر مرد جوان را به عوض ذكر مرد پير، و ختنه كرده را به عوض ختنه ناكرده مىتوان بريد. [٢]
و كسىكه دندان ديگرى را كنده باشد مثل آن دندان او را بايد كند بهشرطى كه دندان آنكس را كه كنده است بيرون نيايد، امّا اگر بيرون آيد قصاص نمىتوان كرد، و رجوع در اين به اهل خبرت بايد كرد، پس اگر اهل خبرت گويند كه دندان كنده شده او ديگر بيرون نمىآيد و بعد از قصاص كردن بيرون آيد به خلاف عادت، براو چيزى نيست. و اگر دندان كسى را كه اهل خبرت گويند كه بيرون مىآيد و او قصاص كرده
______________________________
[١]-
اين قول احوط است. (تويسركانى)
* اين قول اظهر است در صورتىكه خلقةً يك چشم باشد، و امّا اگر به جنايتى يك چشم شده باشد نصف خون بهاء ثابت نيست. (يزدى)
[٢] لكن ذكر صحيح را به عوض عنّين قصاص نمىكنند. (يزدى)
[١] شيخ طوسى، نهايه ٣: ٤٣٣ و مبسوط ٧: ١٤٦. ابن حمزه، وسيله ٤٤٦ و ٤٤٧. يحيى بن سعيد حلّى، جامع شرايع: ٥٩٢. علّامه، مختلف ٩: ٣٦٣ و ٣٦٥.
[٢] كافى ٧: ٣١٩ حديث ١. وسائل ٢٩: ١٧٣ حديث ١.