جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٩٥٢ - فصل پنجم در قصاص اعضاى آدمى
باشد ارش بر او لازم است. و اگر دندان طفل را كنده باشد انتظار بيرون آمدن آن بايد كشيد، پس اگر بيرون نيايد قصاص لازم است، و اگر بيرون آيد ارش بايد گرفت جهت زمانى كه دندان نداشته، و اگر متغيّر شده بيرون آيد نيز ارش مىگيرد، و اگر پيش از بيرون آمدن دندان يا پيش از مأيوس شدن از برآمدن دندان طفل بميرد در اين هردو صورت ارش لازم است. و دندان اصلى را جهت دندان زيادتى نمىتوان كند، و همچنين دندان زيادتى را به عوض دندان زيادتى كه در غير مكان باشد نمىتوان كند.
و اگركسى انگشت شخصى را بريده باشد و دست ديگرى را، پس انگشت او را بايد بريد آنگاه دست او را اگر بريدن انگشت سابق باشد، و اگر بريدن دست سابق باشد دستش را ببرند و خونبهاى انگشت را به صاحب انگشت دهند.
وهرعضوى كه قصاص درآن واجبباشد هرگاه يافت نشود خونبهاىآنرا بايدداد.
وقصاص ثابت مىشود در هر «حارصه» يعنى زخمى كه پوست سر را بشكافد، و در «باضعه» يعنى زخمى كه در گوشت سر فرو رفته باشد، و در «سمحاق» يعنى زخمى كه از گوشت سر گذشته باشد و بهپوست نازكى كه براستخوان سرپيچده رسيده باشد نيز قصاص مىرسد. و در استيفاى قصاص در اين زخمها طول و عرض را [١] رعايت بايد كرد، امّا قدر نزول اعتبار ندارد، چه اعضا در فربهى و لاغرى متفاوت است. و قصاص ثابت نمىشود در زخمى كه استخوان را شكسته باشد يا آن را از جايى به جايى نقل كرده باشد، براى آنكه استيفاى آن بىزياده ونقصان ممكن نيست، زيرا كه البتّه در قصاص زيادتى و نقصانى واقع مىشود. و در حال قصاص هردو طرف زخم را نشان بايد كرد، و از نشان اوّل تا نشان دوم بايد بريد در هواى معتدل تا آنكه از سرايت محفوظ باشد.
وقصاص به غير آهن جايز نيست، و اگر در قصاص سرايتى بهم رسد ضامن نيست.
و جايز است قصاص كردن پيش از نيك شدن جراحت و اگر چه صبر كردن تا نيك
______________________________
[١]-
و نسبت ملاحظه نمىشود، پس هرگاه سر جانى كوچكتر يا بزرگتر باشد از سر مجنّى
عليهمناط مقدار زخم به حسب طول و عرض است هر چند در احدهما مستوعب شود تمام يك
طرف از سر يا تمام سر را دون ديگرى. (يزدى)