جامع عباسی – ط جامعه مدرسین - شيخ بهائی؛ ساوجی، نظام بن حسین - الصفحة ٨٠٢ - فصل سوم در آنچه تعلق به قضا پرسيدن دارد
و مدّعى عليه را به قاضى بفهمانند، پس هركدام از اينها كه فاسق شده باشند بهديگرى تبديل كند.
دهم: نشستن جهت قضا در جايى كه آمدن پيش او به آسانى ميسّر گردد.
يازدهم آنكه: روى به قبله بنشيند، و بعضى از مجتهدين برآنند كه قاضى پشت بهقبله بنشيند[١] و برخاك و بوريا ننشيند بلكه جهت او فرشى بيندازند.
دوازدهم آنكه: وضو بسازد و جامه خوب بپوشد.
سيزدهم آنكه: به سكينه و وقار از خانه بيرون آيد.
چهاردهم آنكه: بسيار گشاده روئى نكند به حيثيّتى كه مردم در سخن گفتن پيش او جرأت كنند، و چندان گرفته نيز نباشد كه مانع از سخن گفتن پيش او شود.
پانزدهم آنكه: خالى باشد از آنچه او را مشغول سازد و باعث پراكندگى خاطر او گردد، چون غضب و گرسنگى و تشنگى و خوشحالى بسيار و غم بىشمار و بيمارى و بىخوابى و آنچه بدينها ماند.
شانزدهم: حاضر گردانيدن علما در مجلس قضا تا آنكه او را آگاه گردانند برمأخذ حكم يا خطائى كه از او واقع شود.
هفدهم: حاضر گردانيدن جماعتى از عدول را در مجلس قضا جهت ترتيب خصوم در دعوى، و جماعتى كه براقرار نمودن مردمان و حكم كردن قاضى گواه شوند، و كاتبى عادل و قاسمى امين.
هجدهم: ترغيب نمودن قاضى مدّعى و مدّعى عليه را به صلح كردن، پس اگر از صلح امتناع نمايند حكم كند. و اگر آن مسئله برقاضى مشتبه باشد از خصمين مهلت طلبد [١] تا براو ظاهر شود و اجتهاد در تحصيل آن كند.
______________________________
[١]
و اين البتّه واجب است. (صدر)
[١] شيخ مفيد، مقنعه: ٧٢٢. شيخ طوسى، نهايه ٢: ٦٩. ابن حمزه، وسيله: ٢٠٩. علّامه حلّى، قواعد ٣: ٤٢٦