معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٧ - احكام زمينهاى موات
در صحيحه عمر بن يزيد آمده است:
فليوطّن نفسه علي أن تؤخذ منه.
خود را آماده سازد كه احياناً زمين از او باز گرفته مىشود.
و در صحيحه حلبى آمده است:
فإن شاء ولي الأمر أن يأخذها أخذها.
ولى امر مسلمين، اگر مصلحت اقتضا كند، مىتواند زمين را از باز پس گيرد.
٥. آباد ساختن، به استجازه از دولت نياز دارد، و اين مقتضاى برقرارى نظم در كشور است، و نيز مقتضاى لزوم نظارت دولت بر ثروت ملّى است، تا از گزند حيف و ميل و هرج و مرج مصون باشد و اين وظيفه دولت است كه در حفظ و حراست اموال عمومى بكوشد.
٦. با از ميان رفتن آبادى، حقى براى آباد كننده يا ورثه او باقى نمىماند، زيرا حق مفروض، به آبادى بستگى داشت و با ترك آن زائل مىشود.
ترك آبادى، خواه به جهت اعراض باشد، يا به صرف اهمالكارى، يا نداشتن امكانات لازم، چه قصد بازگشت داشته باشد، يا نداشته باشد. ولى اگر مدتى گذشت كه زمين از آبادى افتاده بود و در صدد آبادى مجدّد آن بر نيامد، به هر جهت كه باشد. ديگرى مىتواند، به احيا و آبادى آن مبادرت كند، زيرا در تمامى اين صُور، عنوان: «ترك عمران»، صدق مىكند، و مشمول اطلاق نصوص مىباشد، بهخصوص اطلاق صحيحه معاويه بن وهب[١] و صحيحه ابى خالد كابلى[٢] چنانچه خواهد آمد.
٧. معيار در صدق «موات» و باير شدن، به عرف و عادت بستگى دارد، اگر عرفاً گفته شد زمين را ترك كرده و آن را رها كرده است، كفايت مىكند و به گذشت سه سال نيازى نيست، زيرا دليل معتبرى ندارد.
[١] .« فان كانت ارضاً لرجل قبله، فغاب عنها و تركها فاخربها، ثم جاء بعد يطلبها، فان الارض لله و لمن عمرها».( تهذيب، ج ٧، ص ١٥٢)
[٢] .« فان تركها و أخربها فاخذها رجل من المسلمين من بعده فعمرها و احياها، فهو احق بها من الذى تركها».( وسائل، باب ٣، احياء موات، رقم ٢).