معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٦ - احكام زمينهاى موات
بايرى را مىتواند آباد سازد، خواه موات اصلى باشد يا عرضى، و خواه آبادى سابق آن در دوره استيلاى اسلام باشد يا پيش از آن.
اين به جهت عموميتى است كه از عبارت من احيي ارضاً ميتة فهي له بهدست
مىآيد، زيرا علاوه بر عموم، اطلاق «ارض ميتة» شامل تمامى اين حالتها مىشود.
٢. احيا، حق همگانى است، هر كس كه در سايه عدل حكومت اسلامى زندگى مىكند، خواه مسلمان باشد يا غير مسلمان، اين حق براى او هست كه بتواند هر زمينى را كه خواسته باشد انتخاب و آباد سازد، و هيچ كس را به هيچ دليلى نمىتوان از اين حق شرعى محروم ساخت، مادام كه به شرايط اسلام گردن نهاده است، زيرا عموم أيما قوم أحيوا شيئاً من الأرض و عمروها فهم أحق بها و هي لهم و نيز عموم من أحيي أرضا ميتة فهي له شامل تمامى افراد و اشخاص حقيقى و حقوقى مىشود.
٣. احيا، موجب ملكيت زمين نمىشود، و موجب ديگرى نيز براى ملكيت زمين وجود ندارد، جز حق اولويت كه از احيا حاصل گشته، يك گونه حق «اختصاصى» است كه مجوّز هرگونه تصرفات مالكانه مىشود، مانند: فروش، بخشش، وقف، اجاره، و هرگونه تصرفات ناقلة و غير ناقلة. البته به آثار موجوده وابسته است، و تمامى اين تصرفات، به تَبَع آثار قابل انجام است، ولى هرگز ملكيت رقبه ايجاب نمىكند، زيرا در روايات تصريح شده است كه ولى مسلمين مىتواند او را خلع يد يا خراج زمين را از وى مطالبه كند كه خود شاهدى است بر عدم ملكيت، و بر ظهور «لام» در ملكيت مقدم است، زيرا «لام» صرفاً حق اختصاص را مىرساند، نه ملكيت را.
٤. ولى مسلمين، مىتواند دست آباد كننده زمين را كوتاه و او را از زمين خلع يد كند، گرچه هنوز، آبادى برقرار باشد، و اين، طبق مصلحتى است كه آن را رعايت مىكند، و مصلحت همگانى را- در صورت وجود مقتضى- بر مصلحت فرد مقدم مىدارد. آرى! خسارت او را جبران مىكند، و هر چه بهره برده، در مقابل عملى كه انجام داده، از آن خودش مىباشد.