معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٥ - نقدى بر تفسيرهاى روشنفكرانه از قرآن و حديث
كمال صلابت بدون اينكه واهمه داشته باشد، تمام رگ و ريشههاى غده سرطانى را مىبُرد. آيا اين پزشك اعمال خشونت مىكند؟ يا كاركرد او رأفت و رحمت براى مريض است؟ تمام قوانين جزايى جهان چنين است؛ يعنى اگر با يك فرد فاسد، مبارزه و برخورد شديد مىشود، مصداق خشونت نيست.
خشونت گاهى به معناى «بدخيمى» است و گاهى به معناى «صلابت» است. اگر گفتيم قوانين خشن است؛ يعنى صلابت دارد. صلابت يعنى «محكم و استوار». اما خشن كه امروز به كار مىبرند به معناى «بدخيمى» است. احكام جزايى اسلام بدخيمى نيست. آيا دكتر كه با چاقو غده سرطانى را ريشه كن مىكند بدخيمى است؟ نه. او بايد دستش نلرزد و محكم و با صلابت كارش را انجام دهد.
يك قاضى دادگاه بايد با كمال صلابت قانون را اجرا كند و اين بدخيمى نيست. چه بسا همان وقتى كه حد را بر او [مجرم] جارى مىكند، او را نصيحت هم بكند و بگويد با اين حد پاك مىشوى و توبه كن. حتى با خود او با كمال رأفت برخورد مىشود. پس احكام جزايى اسلام صلابت دارد، ولى خشونت به معناى بدخيمى ندارد. بنابراين، قوانين جزايى رأفت و رحمت است، چون منظور، سلامت جامعه و ايجاد امنيت عمومى است و فراهم كردن زندگى سعادتمندانه براى عامه مردم. پس نبايد اسم اينها را خشونت گذاشت.
نكته ديگر اين است كه به فرض اسلام نسبت به بعضى از جرايم برخورد تندى كرده است؛ در زبان عربى اصطلاحى است كه مىگويند:
آخر الدواء الكى؛
يعنى گاهى براى درمان يك زخم عفونى لازم است كه آهن سرخ شده در آتش را بر آن بگذارند. خوب اين آهن مىسوزاند؛ اما چارهاى نيست، چون اين آخرين دوا و راه درمان است. در بعضى از جرايم چنين است و جز اين چارهاى نيست؛ مثل بريدن دست دزد.
اين حكم با شرايطى كه اسلام مطرح كرده، شايد در هر چند سالى يك مرتبه هم دست سارقى بريده نشود. اما اين كه خود دزد احساس كند كه اگر