معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٥ - تفسير منسوب به ابن عربى
كه درخواست بهرهمند شدن از مظهريت آن صفت را دارد، مثلًا: اگر بگويد: يا كريم، بدين معنى است كه به كرم خدا چشم دوخته. و اگر بگويد: يا رحمان، به رحمت او دل بسته. لذا به درخواست و بهرهمند شدن اشعار دارد.
ولى اگر بگويد: ياهو، صرفاً ذات مقَدّس را در نظر گرفته، همراه با درخواست، و خواهشى نبوده. لذا ذكر «ياهو»، شريفترين اذكار بهشمار مىرود، زيرا از هر گونه شائبه درخواست و نفع شخصى عارى است، صرفاً ستايش ذات حق است.[١]
پس از آن، به شرح گفتار غزالى پرداخته، گويد:
اين گفتار را نيكو يافتم، و آن را با قرآن و برهان موافق ديدم.
خداوند مىفرمايد:
وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
به دنبال آن مىفرمايد:
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ[٢]
كه معنا آن «إلّا هو» مىباشد. لذا پس از «لا اله» «الا هو» آمده، تا دلالت كند كه آخرين مرحله توحيد خالص همين كلمه است.
برهان عقلى نيز بر آن دلالت دارد، زيرا تقرر ماهيات به تأثير موثّر است، كه با نبود مؤثر مرتفع مىشود. لذا اگر مؤثّر نبود، ماهيتى براى ماهيتها ثابت نبود. پس به قدرت حقتعالى ماهيات، ماهيات گرديدند، و حقايق، حقايق شدند، و پيش از تأثير قدرت او نه ماهيتى بود و نه وجودى و نه حقيقتى.
از اين رو، روشن شد: صدق اين گفتار «لاهو الّا هو» يعنى: هيچگونه تقرّرى براى هيچيك از ماهيات نبود، و هرگونه تشخٌصى براى هيچيك از حقايق وجود نداشت، مگر با تقرير و تشخيص او. پس: «لاهو الّا هو». يعنى: هويتى نبود جر هويت او.[٣]
[١] . همان، ص ٥٧.
[٢] . قصص، آيه ٨٨.
[٣] . ملاصدرا، تفسير القران الكريم، ج ١، ص ٦٣، تفسير سوره حمد؛ و ر. ك: تفسير كبير،( مفاتيح الغيب، ج ١، صص ١٥٢- ١٥١ و تفسير نيشابورى در حاشيه جامع البيان فى تفسير القرآن( تفسير طبرى)، ج ١، ص ٦٢.