معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩٢ - ٢ تفسير ادبى و عرفانى خواجه عبد الله انصارى
٢. تفسير ادبى و عرفانى خواجه عبد الله انصارى
الحمد الله ... بدان كه حمد، يا بر ديدار نعمت است، يا بر ديدار منعم. آنچه بر ديدار نعمت است: طاعت وى بهكار بردن، و شكر او را بر ميان بستن، تا امروز در نعمت بيافزايد، و فردا به بهشت رساند.
و آنچه كه بر ديدار منعم است: زبان حال جوانمردى است كه او را شراب شوق دادند، و با شرم او را با صاحب نعمت هم ديدار كردند، تا از خود فانى شود. ذكر حق شنيد، چراغ آشنايى ديد. اجابت لطف شنيد. توقع دوستى ديد، و به دوستى لم يزَل رسيد.
اين جوانمرد، نخست نشانى يافت، بىدل شد. پس بار يافت، همه دل شد. پس دوست ديد، بر سر دل شد.
پير طريقت گفت: دو گيتى در سر دوستى شد، و دوستى در سر دوست. اكنون نمىتوانم گفت كه او است.
|
چشمى دارم همه پر از صورت دوست |
با ديده مرا خوش است تا دوست در او است |
|
|
از ديده و دوست فرق كردن نه نكو است |
يا او است به جاى ديده يا ديده خود او است |
|
ربّ العالمين. يكى را پرورش تن روزى، و يكى را پرورش دل روزى، يكى تنپرور به نعمت، يكى دلپرور به ولى نعمت. نعمت بهره كسى است كه از كوشش در خدمت فرو گذار نكند، طمع ديدار دوست، صفت مردان است، و پيروزى از آن بنده است كه دوست او را عيان است.
|
اى منظر تو نظارهگاه همگان |
پيش تو در او فتاده راه همگان |
|
|
از زهره شهرها و ماه همگان |
حسن تو ببرد آب و جاه همگان |
|
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. رحمن است كه راه مزدورى آسان كند. رحيم است كه شمع دوستى در راه دوستان بر افروزد. مزدور، هميشه رنجور، و در آرزوى حور و قصور. و دوست در بحر عيان غرقه نور.
|
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آيد |
از حالت بهشتيان مرا ننگ آيد |
|
رحمان است كه قاصدِ آن را توفيق مجاهدت داد، رحيم است كه واجدِ آن را تحقيق مشاهدت داد. آن حال مريد است و اين حال مراد. مريد، به چراغ توفيق رفت به مشاهده رسيد، مراد، به شمع تحقيق رفت به معاينه رسيد. زيرا طالب، به دورى از خود، به وى نزديك شود، و به گُم شدن از