معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩١ - ١ تفسير قشيرى
القربة و إلاكرام. و كلّ من لاطفه الحقّ سبحانه عند سماع هذه الآية، ردّه بين «صحو» و «محو»، و «بقاء» و «فناء». فاذا كاشفه بنعت الالهيه، اشهده جلاله، فحاله محو، و اذا كاشفة بنعت الرحمة، أشهده جماله، فحاله صحو.
|
أغيب اذا شهدتك ثم أحيا |
فكم أحيا لديك و كم أبيد[١] |
|
هركه اين نام را ياد كند، بايستى نشانههايى از انواع مجاهدات را بر خود هموار كند. با همّت والاى خويش، به مراتب مشاهدات نايل آيد. پس هر كه نشانه اين داد و ستد را بر ظاهر خويش نياراست، و همّت وصل را در باطن خويش از دست داد، وجد و شعف «ذكر» را هنگام گفتن، نمىيابد. و حسن و زيبايى «قرب» را، در صفاى حالت خويش، احساس نمىكند.
«الله» به معناى: آن كسى است كه داراى «ألوهيت» است.
و ألوهيت: شايستگى اوصاف جلال و بزرگى است.
«رحمان و رحيم»: آن كس است، كه تنها داراى عنايت و يارى رساندن است.
پس، با سماع نغمه «الوهيت»، هيبت و خود باختگى بهدست مىدهد.
و با سماع وصف رحمت، مايه قرب و كرامت مىشود.
و هر كه را، حق تعالى، مورد لطف و عنايت خود، هنگام سماع اين آيه (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) قرار دهد او را ميان دو حالت «صحو» و «محو»[٢] و نيز دو حالت «بقاء» و «فناء»[٣]، قرار مىدهد.
هرگاه او را با وصف «الوهيت» مكاشفه افتد، جلال و كبرياى حق را مشاهده كرده، از خود بىخود شود، و حالت «محو» به او دست دهد.
و هرگاه با وصف «رحمت» بر او مكاشفه شود، جمال و زيبايى حق را ديده، در حالت هوشيار «و صحو» به سر مىبرد.
[١] . ابوالقاسم عبدالكريم بن هوازن قشيرى نيشابورى، تفسير قشيرى( لطائف الاشارات)، ج ١، صص ٦٥- ٦٤؛ وهيته المصرية العامة للكتاب، قاهره، ١٩٧١ ط اولى، ج ١، ص ٥٢.
[٢] . صحو: هوشيارى. محو: ازخود بيخود شدن. اين واژهها در پاورقى چ دار الكتب العربى بهطور كامل توضيح داده شده است.
[٣] . بقاء: كنايه از هستى. و فناء: كنايه از محو در جمال حق، و از هستى بيرون شدن.