معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٨٤ - ج تأويلات اهل عرفان
بيند. گهى چون غرقشدگان فرياد خواهد؛ گهى چون نوحهگران دست بر سر زند؛ گهى چون بيماران آه كند؛ و از اين رهبت اشفاق پديد آيد كه ترس عارفان است؛ ترسى كه نه پيش دعا حجاب گذارد، نه پيش فراست بند؛ نه پيش اميد ديوار. ترسى گدازنده كشنده، كه تا نداى أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا[١] نشنود نيارامد. اين ترسنده را گهى سوزند و گاه نوازند؛ گهى خوانند و گاه كشند؛ نه از سوختن آه كند و نه از كشتن بنالد.
|
كم تقتلونا و كم نحبّكم |
يا عجباً كم نحبّ من قتلا |
|
از پس اشفاق، هيبت است- بيم صدّيقان- بيمى كه از عيان خيزد؛ و ديگر بيمها از خبر چيزى در دل تابد چون برق؛ نه كالبد آن را تابد، نه جان طاقت آن دارد كه با وى بماند؛ و بيشتر اين در وقت وجد و سماع افتد؛ چنانك «كليم» را افتاد به «طور»: وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً[٢] و تا نگويى كه اين هيبت از تهديد افتد كه اين از اطلاع جبّار افتد.
|
يك ذرّه اگر كشف شود عين عيان |
نه دل برهد نه جان نه كفر و ايمان |
|
هذا هو المشار إليه بقوله (ص): حجابه النور لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه كلّ شيء أدركه بصره.[٣]
نمونه شيواتر ديگر، در ذيل آيه بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ[٤] است كه مىگويد:
كار، كار مخلصان است و دولت، دولت صادقان و سيرت، سيرت پاكان؛ و نقد آن نقد كه در دستارچه ايشان. امروز بر بساط خدمت با نور معرفت؛ فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت؛ إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ[٥] مىگويد: پاكشان گردانيم و از كوره امتحان خالص بيرون آريم تا حضرت را بشايند؛ كه حضرت پاك جز پاكان را بهخود راه ندهد، إنّ الله طيب لا يقبل إلّا الطّيب به حضرت پاك جز عمل پاك و گفت پاك بهكار نيايد؛ آنگه از آن عمل پاك، چنان پاك بايد شد، كه نه در دنيا بازجويى آن را و نه در عقبى، تا به خداوند پاك رسى: وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.[٦]
[١] . فصلت، آيه ٣٠.
[٢] . اعراف، آيه ١٤٣.
[٣] . كشف الأسرار، ج ١، صص ١٧٨- ١٧٥.
[٤] . بقره، آيه ١١٢.
[٥] . ص، آيه ٤٦.
[٦] . ص، آيه ٢٥.