معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٩ - ج تأويلات اهل عرفان
بشتابند و او را دريابند؛ زيرا او سر به طغيان نهاده و سركشى را از حدّ گذرانده است؛ ولى بايد تا مىتوانند با وى از درِ مسالمت درآيند؛ بلكه متذكر و رام شود.
اهل ذوق و عرفان، از تعليلى كه در آيه آمده است (إنّه طغى) گستره آيه را فراتر از داستان موسى و فرعون مىشمارند و وظيفه هر انسان آزموده مىدانند كه به سوى طاغيان سركش، از جمله نفس خويش بشتابد و او را دريابد تا سركشى را از حدّ نگذراند؛ ولى بايد با مدارا و آرام، آرام او را رام كند؛ بلكه سر طغيان فرو نهد و با فطرت پاك و عقل سليم همراه شود.
اين دريافت، از تعليل كلى وارد در آيه مستفاد مىشود و آن را از تنگناى اختصاص بيرون مىآورد.[١]
در آيه:
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ* إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ[٢]
ابراهيم خليل الرحمان، آنگاه از پيروان راستين حق و حقيقت شناخته شد كه با قلبى پاك در پيشگاه خداوند سرتسليم فرود آورد و با تمام وجود خود را به پروردگار خويش تسليم كرد؛ و اين همان فناء فى الله است.
از تعليل وارد در اين آيه، يعنى عبارت إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ بهدست مىآيد كه شرط پيوستن به كاروان پيروان حق، تسليم محض شدن در پيشگاه الاهى است. هر كه در پيشگاه حق، تسليم محض گرديد و از خود و خودى بيرون شد و جز ذات حق چيزى نديد، شايستگى دريافت نشان «بندگى» را در خود فراهم ساخته و به كاروان پيروان حق راه يافته است.
از اينرو، درباره پيروان مكتب ولايت گفتهاند: آنگاه شايستهاند نشان «شيعه على بودن» را دريافت كنند كه در پيشگاه حق تسليم محض باشند.
آيه:
فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛[٣]
براى خدا نظير و شريك قرار ندهيد؛ با آنكه [خدا، نظير و شريكى ندارد].
[١] . ر. ك: تفسير و مفسران، ج ٢.
[٢] . صافات، آيات ٨٤- ٨٣.
[٣] . بقره، آيه ٢٢.