معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٤ - اقسام زمين
رام و وسيله راحتزا» مىباشند.
كوتاه سخن آنكه مستفاد از قرآن كريم، همان «وسيله بودن» زمين است، نه
آنكه خود ثروتى باشد كه مستقلًا بتوان آن را بهدست آورد، لذا مفسران- به اتفاق- آيه وَ الْأَرْضَ وَضَعَها لِلْأَنامِ[١] را، به معناى: وضعها لانتفاعهم تفسير كردهاند، يعنى خداوند زمين را براى بهرهگيرى انسانها قرار داده است؛ نه آنكه خود بهره باشد. از اين رو، امام صادق (عليهالسلام) مىفرمايد:
فإنّ الأرض لله و لمن عمرها.[٢]
زمين از آنِ خدا و آن كسى است كه آن را آباد ساخته است.
از آن جهت از آنِ خدا است كه بىجهت در اختيار كسى قرار نمىگيرد و كسى در آن حقى ندارد. آرى! به آن كسى كه در آن كار كرد و آن را آباد ساخت، تعلق مىگيرد و زير سلطه او قرار خواهد گرفت كه اين حق، به آثار حاصله از آبادى بستگى دارد.
البته خواهيم گفت: «لام» در اين گونه موارد، حق اختصاص را افاده مىكند كه همان معناى عمومى آن است و اختصاص با ملكيت اصطلاحى فاصله دارد.
اينك به اقسام زمين، و احكام هر يك، از ديدگاه فقه اسلامى مىپردازيم.
اقسام زمين
زمين در فقه اسلامى اصولًا به چهار بخش تقسيم مىشود:
١. عامر بالأصل: زمينى كه ذاتاً آباد است و دست كسى در آبادى آن در كار نبوده است، مانند: جنگلها، مراتع، كنارهها و درّههاى سر سبز، دشتهاى خرّم و مانند آن.
٢. عامر بالعرض: كه با دست انسان آباد شده است.
٣. باير بالأصل: اساساً آباد نبوده است، مانند: بيابانها و صحراها. برآمدگىها و فرورفتگىهاى زمين، كه آبادى در آن راه نيافته، يا قابل آباد شدن نيست.
[١] . الرحمن، آيه ١٠.
[٢] . شيخ طوسى، تهذيب الأحكام، ج ٧، ص ١٥٢، صحيحه معاوية بن وهب.