معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٨١ - اختلاف درجه اصحاب
عياش از سليم بن قيس هلالى روايت مىكند: از مولا اميرمؤمنان پرسيدم: گاهى از سلمان و مقداد و ابوذر، مطالبى دريافت مىدارم- چه در تفسير قرآن و چه در رابطه با احاديث پيامبر اسلام (ص)- كه غير از آن چيزى است كه در ميان عامّه مردم شهرت دارد. احياناً از خود شما نيز مطالبى دريافت مىدارم كه در تأييد گفته سلمان و ابوذر و مقداد است، ولى بيشتر آنچه در دست عامّه مردم است،- در تفسير يا احاديث نبوى- با آنچه شما گفتهايد، هماهنگى ندارد، اين وضعيت چگونه است؟
حضرت در جواب فرمود: آرى، آنچه در دست عامه مردم است، آميختهاى از حق و باطل، صدق و كذب، ناسخ و منسوخ، عامّ و خاصّ، محكم و متشابه، و محفوظ و موهوم است كه خَلط شده است و صحيح از سقيم شناخته نمىشود. بدان كه بر پيامبر اكرم، حتى در دوران حيات وى، دروغ فراوان بستند كه موجب شد حضرت ايراد خطبه كند و بفرمايد:
أَيُّهَا النَّاسُ، قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ، فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار.
هان اى مردم، آگاه شويد كه دروغگويان، فراوان بر من دروغ بستهاند. پس هر كه از عمد دروغى بر من ببندد، هر آينه بايستى جايگاه خود را در آتش دوزخ فراهم سازد.
آرى! پس از رحلت پيامبر (ص) همچنان بافتن دروغ بر وى ادامه داشت. [آنگاه فرمود:] احاديثى كه از پيامبر نقل مىشود، چهارگونه است:
١. ناقل آن فردى منافق است كه خود را در پوشش ايمان در آورده، اسلام را به شكل ساختگى به خود بسته است؛ از دروغ بستن به ساحت قدس رسالت، هرگز احساس گناه نمىكند، و از اينكه به پيامبر اسلام افترا زده است، خود را در دشوارى نمىبيند.
اگر مردم بدانند او منافق است، هرگز گرد او نمىگردند و مطلبى از او نمىپذيرند؛ ولى مردم به ظاهر او نگريسته، او را در زمره صحابه مىشمرند كه خدمت پيامبر رسيده و از او حديث شنيده است، لذا احاديث وى را مىپذيرند،