معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٧٩ - مقصود از صحابه در احاديث
بدعتى روا نداشتند).
مولا اميرمؤمنان كه درباره صحابه، سفارش أكيد فرمود، اضافه كرد:
وَ هُمُ الَّذِينَ لَمْ يُحْدِثُوا بَعْدَهُ حَدَثاً[١]
به شرط آنكه بدعتى از خود نگذارده باشند.
حضرت در وصف صحابه راستين چنين مىفرمايد:
لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ (ص) فَمَا أَرَي أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ؛ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً، وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً، يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ، وَ يَقِفُونَ عَلَي مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ، كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَي مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ. إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّي تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ، وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ، خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ.[٢]
اصحاب پيامبر (ص) را چنان ديدم كه هيچ كدام از شما را مانند آنان نمىبينم. آنان- در تنگناى مشكلات صدر اسلام- با موهايى ژوليده و چهرههايى غبارآلود مىزيستند. شب هنگام را به عبادت و قيام و سجود مىگذراندند. گاه پيشانى و گاه گونههاى خود بر خاك مىساييدند، و از هراس روز رستاخيز، همچون شعلههاى فروزان به خود مىلرزيدند. پيشانى آنان، از طول سجود، همچون زانوى بُزان پينه بسته بود. هرگاه نام خدا برده مىشد، آنچنان چشم آنان اشكبار مىگرديد كه گريبانشان خيس مىشد، و به خود مىلرزيدند، و چون درختى كه در معرض تندباد باشد، به خود مىپيچيدند. آرى! اين همه هراس و وحشت از آن جهت بود كه احساس مىكردند در مسئوليت خود [نسبت به خدا و خلق] كوتاهى كردهاند. و بدينجهت همواره در بيم و اميد به سر مىبردند.
اين سخنان درباره فرهيختگان از صحابه والا مقام، صرفاً از جايگاه رفيع آنان حكايت مىكند، و طبعاً ويژه كسانى است كه واجد اين صفات بوده، محو جمال حق گرديده بودند، نه كسانى كه همواره در پى دسيسه و نفاق، چه در حيات پيامبر و چه پس از ممات، به سر مىبردند و مصداق أتمّ أحْدَثُوا و آوَوْا مُحْدَثاً و مايه ننگ تاريخ شدند. لذا مقصود از تمامى احاديثى كه در فضل صحابه وارد شده، همان صحابه راستين- طبق تعريف «صحابى» از منظر
[١] . امالى شيخ، ص ٥٢٣/ ١١٥٧، مجلس ١٨/ ٦٤.
[٢] . نهج البلاغه، خ ٩٧.