معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٧٤ - حديث ارتداد؟!
بلاتكليفى آنان را رنج مىداد و نمىدانستند چه بكنند!
ثانياً، افرادى كه در روايات گفته شده افزوده شدهاند، از خواصّ اصحاب و مواليان مولا اميرمؤمنان (ع) شمرده مىشوند، و هرگز امكان ندارد در امر ولايت ترديدى به خود راه داده باشند. مثلًا مولا اميرمؤمنان (ع) درباره عمّار مىفرمايد:
ذَلِكَ امْرُؤٌ خَلَطَ اللَّهُ الْإِيمَانَ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ و عظمه وَ شَعْرِهِ وَ بَشَرِهِ. لَا يُفَارِق الْحَقُّ سَاعَة، حَيْثُ زَالَ زَالَ مَعَه، لا ينبغي للناران تاكل منه شيئاً.[١]
كشّى از پيامبر (ص) روايت مىكند:
عَمَّارٌ مَعَ الْحَقّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَمَّار حَيْثُ كَانَ[٢]
و در روايت صدوق- عليه الرحمه- آمده است:
مُؤْمِن مُلِئ مُشَاشُهُ إِيمَانا.[٣]
در حديث نخست از ايمان راسخ عمّار سخن رفته كه با گوشت و خون و استخوان و مو و پوست او عجين شده، و هرگز- لحظهاى- از حق فاصله نگرفته، و به هرگونه كه حق برود، رفته است!
با توجه به اينكه مُشاش به معناى: «استخوانبندى و پىهاى استحكام بدن» است، منظور اين مىباشد. كه تمام استخوانبندى و پىهاى پيوندى عمّار، سرشار از ايمان است.
آيا امكان دارد چنين فردى، با چنين وصفى- لحظهاى در امر ولايت ترديد كند؟
حذيفه كه يكى از اركان اربعه شمرده مىشود و شيخ در شمارش خواص اصحاب مولا اميرمؤمنان (ع) درباره حذيفة بن اليمان مىفرمايد:
وَ قَد عُدَّ مِنْ الْأَرْكَانُ الْأَرْبَعَةُ[٤]
مقصود از اركان اربعه: سلمان، ابوذر، مقداد و حذيفه است. وقتى هم كه از فضل بن شاذان درباره حذيفه سؤال شد، فرمود:
حُذَيْفَةُ كَانَ رُكْناً.[٥]
[١] . كنز العمّال، ج ١٣، ص ١٦٠، ش ٣٦٤٩٢.
[٢] . رجال كشى، ج ١، ص ١٢٧.
[٣] . امالى صدوق، مجلس ٤٣، ص ٢٢٤ نجف.
[٤] . رجال شيخ، ص ٣٧.
[٥] . ابى جعفر محمد بن الحسن بن على الطوسى، اختيار معرفة الرجال، ج ١، ص ١٧٩.