معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٢ - ٣ ٣ فناى در حقيقت
زبان شرايع. ٤. معرفت كمال و نقص وجود. ٥. معرفت انسان به ذات خويش.
٦. شناخت امرض نفس و درمان آن. ٧. معرفت حقيقت و پايگاه و ارزش حيات.[١]
٣. ٣. فناى در حقيقت
اصولًا فرق ميان عالم و عارف در آن است، كه هدف عالم، فهم حقيقت است، و هدف عارف، فناى در حقيقت.
يك عارف چنين مىپندارد كه در اثر سير و سلوك و مجاهدت، از مرز حدود و قيود شخص گذشته، به حقيقت مطلق و نامحدود واصل شده و با آن متّحد گشته است، و سرانجام در آن فانى مىشود.
فنا، همان رفع تعين است، كه در حقيقت جز تعين و خود بودن، حجاب ديگرى ميان موجودات و حضرت حق نيست. حافظ گويد:
ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز
هرگاه سالك راه حق، از طريق تصفيه باطن، به سير رجوعى بازگشت كند، و به تجلّى وحدت ذاتيه، تعينات و نقوش كه موهم تعدّد و كثرتاند، محو و نابود شوند، هر آينه «فنا» صورت گرفته، «وحدت» بر صرافت اطلاق، ظهور يابد، و معلوم شود كه «اثنينيت» و «غيريت» همه اعتبارى است، و جز يك حقيقت، موجود نيست.
وصول به مقام توحيد عيانى، بىآنكه «فناء تامّ» كه فناى فىالله است، حاصل نشود، ممكن نيست:
|
ز هستى تا بود باقى بر او شين |
نيابد علم عارف صورت عين |
|
هستى عارف از آن جهت عار و شين است كه مايه حجاب او از لقاى ذات حق است.
تشبثّات و تفلّقات جسمانى و نفسانى، عايق او است از مشاهده عين توحيد، و اين مقام «فناء فى الله» مقام كاملان طريقت و اولياى درگاه احديت
[١] . ر. ك: فتوحات، ج ٢، ص ٢٩٧ به بعد.