معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥١ - ٢ ٣ كشف و شهود
مىگيرند، در نتيجه: استدلال خود را به صورت جدل و نه برهان مطرح
مىكنند. از همه جالبتر آنكه يك متكلم، نتيجه را پيش از استدلال پذيرفته، و طبعاً استدلال وى تابع نتيجه است، نه اينكه نتيجه محصول استدلال باشد.
ثانياً، معرفت عرفانى، يك معرفت شهودى است، كه به لحاظ اطمينان و ارزش، هرگز با علم حصولى فلاسفه و اهل كلام، قابل مقايسه نيست. در علم حصولى، تنها با صُوَر ذهنى پديدهها سروكار داريم، نه با وجود اعيان در خارج. به اصطلاح، حقايق خارجى معلوم بالعرضاند، تنها صورتهاى ترسيم شده در ذهن است، كه از حقايق خارجى بهدست مىآيد، بالذات هستند. در صورتى كه معرفت عرفانى، با اتصال و اتحاد «عالم و معلوم» آغاز شده، و به مرحله فناى عالم در معلوم مىانجامد.
ثالثاً، دليل سوم گستردگى قلمرو كشف و شهود، كه از توانايى درك عقلانى فراتر است، زيرا توانايى عقل، به حوزه و قلمرو معيارها و مبادى خويش محدود است، در حالى كه حقايق جهان، بسى وسيعتر از اين قلمرو مىباشد. عقل همانند قوا و حواسّ ديگر، نيرويى از نيروىهاى وجود انسانى است، كه به مسائل مادى و معنوى دنيوى محدود است.
همانگونه كه از چشم نبايد انتظار شنيدن داشت، و از گوش توقع ديدن، و هر يك در محدوده خود، فعّاليت دارند؛ همچنين نبايد از عقل كه صرفاً وسيله انديشه است، انتظار درك حقايقى را داشته باشيم كه تنها با استبصار باطنى قابل شهود و وصولاند.
بنابراين، مسائلى مانند ذات و صفات و افعال الاهى، وحى و نبوت، قضا و قدر، ولايت و هدايت، معاد و زندگى اخروى، حقيقت هستى، ارزش و موقعيت انسان و مانند آن، تنها به وسيله كشف و شهود باطنى و بينش درونى و بصيرت عرفانى، قابل درك و وصولاند، ابن عربى، چند مسأله را، از مختصات اهل حق و قلمرو شهود مىداند. و اين مسائل كه اساس شناخت همه حقايقاند، عبارتند از:
١. معرفت اسماءالله. ٢. معرفت تجليات حق. ٣. معرفت خطاب حق به