معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥١٤ - ٢ نظر شيخ مفيد
عمله، و التوفيق له، فيما قال و عمل به من شريعته ...[١]
ناصبه: كسانى را گويند كه براى مقام انبيا و ائمه و اولياى الاهى، هيچگونه حرمتى قائل نيستند.
مُقَلّده: كسانى هستند كه بدون انديشه، مطالبى را از ديگران مىپذيرند. وى گويد:
گروه ناصبه- كه هيچگونه حرمتى براى اولياى خدا قائل نيستند- و دنبالهروهايى كه خود را از شيعه مىدانند، رواياتى در زمينه سهو النبى آوردهاند. كه از جمله «اخبار آحاد»[٢] بهشمار مىرود، نه موجب علم و يقين است، تا در باب «اصول عقايد» به كار آيد. و نه عملى را ايجاب مىكند كه در باب «تكاليف شرعيه» ارزشى داشته باشد. لذا هر كس به اين گونه روايات آحاد ... در باب عقائد عمل كند، هر آينه به ظنّ و گمان عمل كرده است، در حالىكه خداوند از عمل به ظن نهى فرموده ...
و چون حديث «سهو النبى» از اخبار آحاد بهشمار مىرود، هر آينه جايز نيست به آن عمل شود و به آن عقيدهمند گرديد و هرگز نشايد كه به صحت و درستى آن پايبند شد. و بايد از آن روى گردانيد و به يقين روى آورد، و آن: كمال والاى پيغمبر- ص- و عصمت و مصونيت او است كه خداوند او را از هر گونه خطا و اشتباه در عمل مصون داشته، و او را در كارهايش موفق و رستگار گردانيده است و در گفتار و كردارش، خطا رخ نمىدهد.
علاوه آنكه در نمازى- كه اين سهو واقع شد- اختلاف است كه ظهر بود يا عصر يا عشاء ...[٣] و همين اختلاف، دليل بر سستى روايت است و
[١] . رساله نفى السهو( مصنفات المفيد)، شماره ١٠، صص ٢٢- ٢٠.
[٢] . در مقابل خبر متواتر كه موجب يقين است. و خبر مستفيض كه موجب ظنَ قوى است. خبر واحد نه موجب يقين است و نه ظن قوى. بلكه صرفاً موجب ظنَ متعارف و معمولى است كه در باب اصول حجت و معتبر نيست.
[٣] . صحيح مسلم( ج ٢، صص ٨٨- ٨٢): از ابوهريره: يكى از دو نماز واپسين ظهر يا عصر را در دو ركعتى سلام داد. و نيز از وى آمده: در نماز ظهر. و همچنين در نماز عصر.
در برخى روايات وى: در دو ركعتى سلام داد در برخى ديگر: در سه ركعتى سلام داد!
در صحيح بخارى( ج ٢، ص ٨٥- ٨٧): از عبدالله بن بُجينة: در نماز ظهر. و از ابوهريره: بيشترگمانم: نماز عصر!
مسند احمد بن حنبل( ج ٢، ص ٢٣٤): يكى از دو نماز واپسين. از ابو هريرة!
سنن ابن ماجه( ج ١، ص ٣٦٤): از عبدالله بن بجينه: به گمانم نماز ظهر!
سنن نسائى( ج ٣، ص ٥٦): از عمران بن حصين: در سه ركعتى سلام داد، آنگاه« خرباق» به وى گفت: بر سه ركعتى سلام دادى! پيامبر بلند شده نماز را تمام كرد. سپس دو سجده سهو نمود!
سنن بيهقى( ج ٢، ص ٣٣٤): از عبدالله بن مالك بن بجينه: در يكى از دو نماز شام( مغرب يا عشاء) بر سر دو ركعت ننشست، و بلند شد و در پايان نماز- پيش از سلام- دو سجده سهو نمود! و در ص ٣٣٥: ابوهريره گفت: پيامبر اقامه جماعت بر ما نمود و در نماز عصر در دو ركعتى سلام داد. آنگاه ذواليدين بوى گفت:« أقصرتِ الصلاةُ ام نسيت؟» پيامبر فرمود:« كل ذلك لم يكن». ذو اليدين دوباره گفت:« قد كان بعض ذلك يا رسول الله ...». و از عمران بن حصين: در سه ركعتى نماز عصر سلام داد!