معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠ - ٢ ٣ كشف و شهود
بودم خواستم شناخته شوم، آنگاه خلايق را آفريدم تا شناخته شوم»[١].
سپس، در مرحله بعدى، آنها را برحسب مراتب ذاتى خويش، با فيض مقدس، در عالم خارج، ظاهر و آشكار ساخته، به حكمت خويش و بر اساس اقتضاى استعدادات ازلى آنها، به تدبيرشان پرداخت، چنانكه فرموده:
«تدبير كار را از آسمان به زمين فرا مىدارد، سپس در روزى كه به اندازه هزار سال است، با حساب شما، همه چيز به سوى او بالا مىرود.»[٢]
٢. ٣. كشف و شهود
عرفا، درعين قبول داشتن علوم رسمى و ظاهرى و پذيرفتن ارزش و اعتبار عقل و استدلال، بر اصالت ارتباط حضورى تأكيد داشتهاند. آنها علوم حاصل از مكاشفات و مشاهدات را، بر نتايج حاصل از براهين عقلى مقدم مىدارند. حواس انسان، و نيز قواى عقلى وى با ظاهر جهان و ماهيات و تعينات، در محدوده تنگ و سطحى پايين، سروكار دارد، ولى انسان از راه باطن خويش مىتواند، در سير آفاق و انفسى، با حقيقت واحد جهان هستى، ارتباط حضورى و شهودى داشته باشد. اين وقتى ميسّر است كه از تعلّقات ظاهرى رها شده باشد: «رو مجرَّد شو، مجرّد را ببين».
عرفا، به اتفاق، بينش عرفانى و ذوقى را، بر دانش كلامى و فلسفى ترجيح مىدهند. اين ترجيح، بر اساس اظهارات آنان، به دلايل زير است:
اولًا، بينش عرفانى يگانه معرفت دور از تقليد است، زيرا معرفت حاصل از كشف و شهود، انسان را بهطور مستقيم به ساحت قدس حقيقت نزديك مىكند، و آن را حضوراً در مىيابد. درصورتى كه معرفت حاصل از مباحث كلامى، از آنجا كه استناد بحثها و دلايل، به احاديث و ظواهر نصوص مىباشد، طبعاً نوعى تقليد و تعبّد گونه در كار خواهد بود.
ديگر آنكه، در كلام از مبانى اعتبارى، همانند حسن و قبح عقلى، بهره
[١] . مولوى در اين باره گويد:
|
گنج مخفى بد ز پرّى چاك كرد |
خاك را روشنتر از افلاك كرد |
|
[٢] . ر. ك: سيد صدر آملى، نقد النقود، صص ٣٨٣- ٣٨٢.