معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٢ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
بالاتر از اين نمىشود كرد. اين معنايش اين نيست كه هر كسى هر فرضى بخواهد بكند، ولو در زمينههاى علوم رياضى! اين ربطى به صاحب عروه ندارد، لذا اين است كه صدور اين كلام از شارع مقدس است، چه در كتاب و چه در سنت، چون اين امر در موقعى صادر شده كه شارع مقدس روى كرسى تشريع نشسته است و موضع تشريعى به خودش گرفته است، لذا قطعاً شامل امور تكوينى نمىشود.
* آقايان اين معنا را مطرح مىكنند كه در شريعت و دين بعضى روايات و آيات دقيقاً مربوط به مسائل و امور تجربى است. مثلًا در باب مسواك يا نظافت كردن بدن، رواياتى آمده است. گاهى در آيات به بعضى از امور تكوينى اشاره مىشود و در مورد آنها بياناتى دارد مثل آنچه در طب النبى و طب الصادق آمده است. چنين مواردى تفضلًا است يا بهعنوان وظيفه بيان شده است؟
نكته ديگرى كه از فرمايش حضرتعالى استفاده كرديم، اين است كه چيزهايى كه عقل بشر به آن مىرسد، نيازى به بيان شرع ندارد. اما آقايان مىگويند اگر اين مطلب را ما بخواهيم به وسعت كلمه بپذيريم، اين حرف حتى نسبت به مسائلى هم كه از طرف شرع وارد شده، مطرح است كه خيلى از مسائلى كه شرع مطرح كرده، از قبيل مسائلى چون حقوق، روابط انسان با انسانهاى ديگر، عقل بشر به آن مىرسد و چه بسا الآن بعضى از مسايلى كه شرع مطرح كرده، حتى قابل اجرا نيست و نظرات ديگرى نيز مطرح مىشود. آيا مىشود اينطور استفاده كرد كه آن چيزهايى كه بشر به آنها مىرسد، طرح آن در كتاب و ... لزومى نداشته است. مثلًا فرض كنيد بحث ديات و قصاص و ... كه حتى در كتاب مطرح شده، اينها امروزه جايگاهى ندارد و عقل بشر خيلى راحت اينگونه از مسائل را حل مىكند و تا حدودى هم حل كرده است. در اين صورت اوامر ارشادى چه مىشود؟ بحث عدل و ظلمى كه فرموديد چيزى نيست كه بشر نفهمد، پس اگر