معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١٨ - قرآن و ادباى عصر حاضر
بهطور طبيعى، تناسب حروف و كلمات و تركيببندىها را رعايت كرده باشد، و كسى نيست كه بتواند خردهاى، حتى در يك حرف از حروف آن بگيرد، و قرآن بدين گونه بر موسيقى برترى دارد، با اين ويژگى شگفتانگيز، در عين حال موسيقى نيست). عرب را اين ويژگى از ديده پنهان نبود، و به خوبى مىدانستند كه تاب مقاومت آن را ندارند.
شعر از اين جهت شعر است كه بر شعور انسانها حكومت دارد، هيجانات را بر مىانگيزد، احساسات درونى هر آدمى را، آن گونه كه بخواهد، تحريك مىكند. آنگاه كه با آهنگى دلنواز و آوايى شيرين سروده شود، افسون مىكند، غوغا بر پا مىنمايد. تأثيرى عميق دارد. ويژگى شعر- كه آن را از ديگر سخن جدا ساخته- نظم و تأليف آن است. سبك و ساختار بنيادى آن، آواى حروف آن، آهنگ كلمات آن، هموارى جملهها و تركيببندى آن. زير و بم هر حرف، نرمى و زبرى هر لفظ، با رديف قرار گرفتن كلمات متناسب، هماهنگ شدن نغمههاى متفاوت، كه هر يك ديگرى را طالب، و هر قرينى، قرينى را خواستار ... تمامى اينها به هم پيوسته و تنگاتنگ، به هم فشرده و در هم آميخته، يك واحد را تشكيل مىدهند. اين است كه شعر روان، جريان آبى را ماند كه در بستر ملايم رود، مستانه مىلغزد و در نشيب و فراز آن آرام آرام مىخرامد. يا نسيم صبحگاهى را باشد، كه برگ درختانِ سر برافراشته، و گونه گلهاى شكوفا را نوازش مىدهد، خرمى و طراوت مىبخشد. قرآن، اين ويژگىها را
دارد، با آنكه شعر نيست، نظم دارد، ولى وزن ندارد، فاصله[١] دارد، ولى سجع ندارد. لذا نثرى است شعرگونه، و كلامى است سجع مانند، كه از زيبايىهاى هر دو برخوردار، و مزاياى هر يك را دارا مىباشد، و هرگونه تكلف و دشوارى شعر و سجع را ندارد. اين سبك (ساختار) جديدى است كه قرآن ارائه داده، و در فرهنگ ادبى عرب، تحولى غريب ايجاد كرده، كاملًا بىسابقه است، و آيندگان را به عجز و تاب انداخته، جاذبه دارد، كشش دارد، افسون مىكند، به وجد مىآورد، لذت بخش است، آرامش مىدهد، با فطرت دمساز، با طبيعت همساز، با وجدان سر و كار داشته، و با هستى سر و سرى دارد. از شعر
[١] . فاصله، در آيهها، به جاى قافيه در شعر، و رديف در جمع است.