معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٥ - ترجمه قرآن، دقتها و ظرافتها
فعليه است. چرا؟ چون اين الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ كلام كسى است كه در مقام شكر الاهى است، اين در مقام انشاء است. اين آقا خيال مىكند اخبار است، لذا رفته سراغ اينكه الف و لام استغراق است يا جنس است؟ اين خيال كرده است، توجه ندارد اين جمله انشائيه است. پس معادل در فارسىاش ستايش مىكنم است. سپاس مىگذارم است. در حديث هم دارد وقتى شخصى مىگويد:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
خدا مىگويد همه دليل آمده است. در واقع ما اگر بخواهيم الحمد لله را به عربى برگردانيم «احمده تعالى» مىشود. چرا خداوند اين را به صورت جمله اسميه آورده؟ چون جمله فعليه تقرير و ثبات ندارد. اسميه ثبات دارد. خواسته به اين ستايش جنبه ثبات بدهد. اين از نكتههاى ادبى است. مترجم با اينها چه كار مىتواند بكند؟ اصلًا انعكاس اينها در ترجمه خيلى مشكل است. مگر اينكه اين اديب توانا باشد، اين كار بزرگ را بخواهد بكند. كه يك كلامى بياورد كه هم انشايى باشد نه اخبارى، از آن طرف هم در عين حال كه جمله انشايى است و جنبه فعلى دارد، اين مبدل بشود به يك جمله ثابت يعنى هميشگى دائمى. يعنى همواره، همواره او را ستايش مىكنم. چه طورى مىخواهد در ترجمه اين را برگرداند؟
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
كه چه طور ترجمه مىكند؟ ببينيد مىگويد: به نام خداوند بخشنده مهربان. مىدانى چند تا غلط مرتكب شده اين مترجم. اولًا بسم الله، الله، ال اله، است. اين يعنى خدا يا خداوند؟ خداوند جنبه وصفى دارد. و آنى كه اسم خدا است، خدا است. چرا وصف مىآورى؟ اسم بياور. بايد بگويى به نام خداى. از روز اول اين اشتباه را مترجمان كردند و وصف را بهعنوان وصفى، اشتقاقى را گذاشتند جاى يك اسم علم ذاتى، اسم ذاتى. اينها عدم توجه است. رحمان به چه معنا است؟ بخشاينده؟ بخشاينده از جود و كرم و سخا است. اين رحمت است و از ريشه رحمت است. چه جورى ترجمهاش مىكنى؟ من در تلويزيون