معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٥٥ - سياست و حكومت در قرآن
اهميت زيادى داده است. البته قرآن گاهى از نماز و روزه بحث كرده، اما راجع به روزه فقط آيه كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ[١] را گفته است يا راجع به حج هم چند آيه دارد و يا راجع به نماز هم چند آيه آمده مانند:
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ ...[٢]
ولى مىبينيم درباره اين مسائلى كه چگونه با سياستمداران برخورد كنيد، چگونه با مستكبران برخورد كنيد، چگونه با مستضعفان برخورد كنيد، حتى راجع به بيعت كه يكى از مسائل سياسى است خيلى شرح داده يا به خوبى نحوه اداره كشور را در آيه أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ[٣] بيان كرده است. در اين آيه، «امر» به «هم» اضافه شده، يعنى امرى كه مربوط به همه مسلمانان است.
چرا مفسران قديم به اين جنبه توجه كمترى داشتهاند؟ به نظر حضرتعالى تفاسير ما به لحاظ تاريخى و محتوايى چه فرآيندى را گذراندهاند؟ و نيز علت گرايشهاى متفاوت در تفاسير قديم و جديد چه مسائلى است؟
به نظر من «سياست» واژهاى است كه متفكران و مفسران از روز اول از آن گريزان بودند، چون آنچه از سياست به اذهان عمومى متبادر است، همان سياست باطل است، يعنى توطئه، نقشهريزى و اين كه هدف وسيله را توجيه مىكند؛ از طرف ديگر، اينها مىدانستند كه منطق اسلام با اين موضوع مخالف است و از نظر اسلام هدف وسيله را توجيه نمىكند، در نتيجه مىگفتند كه اگر سياست اين گونه است، قرآن با سياست كارى ندارد؛ اما اگر از روز اول «سياست» به معناى حقيقى آن مطرح مىشد و مىگفتيم كه پيامبر اسلام خودش هم يك سياستمدار ورزيده بوده است، در اين صورت چنين نگاهى به سياست نمىشد و مفسران به اين بعد هم توجه مىكردند.
نكته ديگر آن كه تفاسيرى كه در صدر اسلام ارائه مىشد، تفسير نظرى بود. يعنى زمان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) و صحابه و تابعان وقتى از صحابى درباره آيهاى مىپرسيدند، نظر خودش را كه اجتهادى بود بيان مىكرد.
[١] . بقره، آيه ١٨٣.
[٢] . اسراء، آيه ٧٨.
[٣] . زخرف، آيه ٣٨.