معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٢٩ - پرسشها و پاسخها
جواب داده است؛ چون يكى از حرفهاى مشركين اين بود كه اينها كه پيامبر آورده، يك سرى تلقينات و مفتريات است، خداوند با آنها تحدى مىكند و مىگويد: اگر شما خيال مىكنيد كه اين آيات از بافتههاى خود او است، او هم مثل شما يك بشر است. شما هم اگر مىتوانيد مثل آن بياوريد. اينكه هيچكس مثل قرآن را نمىتواند بياورد، در چند جنبه است: آن وقتى كه عرب مخاطب آن بود، جنبه لفظى داشت و معناى اين سخن اين است كه تنظيم چنين عبارتى از اعراب امكان ندارد.
يكى از كسانى كه تحت عموم تحدى داخل مىشود، خود پيامبر است. اگر كسى به شما يك معنايى داد و شما آن را در يك قالب ظريف شعرى در آورديد، اين شعر براى شما است يا براى كسى كه آن معنا را به شما القا كرده است؟ مسلّم است كه اين شعر براى شما است؛ در صورتى كه قرآن كلام الله است، يعنى اين ظرافتها و دقتها بايد از آنِ خدا باشد و اگر از آنِ پيامبر باشد، معناى آن اين است كه در توان بشر است كه چنين الفاظ زيبايى بياورد.
طنطاوى در تفسير الجواهر از يكى از دوستان خود نقل مىكند كه يكى از ادبا و نويسندگان بزرگ در مصر كه مسيحى[١] است، به همين دوست مسلمان خود مىگويد: آيا تو واقعاً باورت شده كه قرآن كلام اعجاز است و هيچ كس نمىتواند مثل آن بياورد؟ فرد مسلمان كه خود يك اديب بوده از او پرسيد: چطور؟ مسيحى جواب داد: چون چيزى در آن نيست! مسلمان گفت: من از تو تقاضا دارم كه تجربهاى انجام دهيم. جهنم جايگاهى فوق تصور است و اينطور نيست كه عذاب آن و ... قابل تصوير باشد. بيا با هم در مورد جهنم عبارتى درست كنيم. او مىگويد: فرد مسيحى قبول كرد و ما مدتها زحمت كشيديم تا پانزده عبارت رديف كرديم. به او گفتم: تو يك اديب معتبرى و ما با هم، پانزده عبارت براى روشن كردن ماهيت جهنم آورديم. كه در غايت فصاحت، بلاغت و ... است. حال به سراغ قرآن مىرويم تا ببينيم قرآن در اين
[١] . اين شخص جهت تكميل درس خود به مصر آمده بود و ما امروز عرب غير مسلمان اديب زياد داريم.