معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٨٢ - نقدى بر تفسيرهاى روشنفكرانه از قرآن و حديث
نقد كردهام.
اساساً اين كه بگوييم قرآن و اسلام تحت تأثير فرهنگ زمانه قرار گرفت، جفاى به قرآن و اسلام است. عرب چه فرهنگى داشته كه قرآن از آن تأثير پذيرد؟ به اعتراف همه محققان و دانشمندان امروز، قرآن و اسلام يك تحول فكرى و فرهنگى عميق در جهان ايجاد كرد؛ يعنى تغيير بنيادين در بينش مردم از هستى و حيات و غيره ايجاد كرد. قرآن آمده كه فرهنگها را دگرگون كند، معقول نيست كه خودش تحت تأثير فرهنگ جاهلى قرار بگيرد. اگر خودش مىخواست تحت تأثير فرهنگ آن زمان قرار گيرد، نمىتوانست فرهنگها را زير و رو كند.
بسيارى از انديشمندان جهانى، امروز مىگويند بزرگترين معجزهاى كه براى اسلام و پيامبر اسلام مىتوانيم تصور كنيم، قدرت تحول در بينش جهانى بوده است. كسى كه توانسته با قدرتى عجيب در فرهنگ و بينش جهانى تحولى ايجاد كند، هيچگاه تحت تأثير فرهنگ منحط و بىارزش يك گروه واقعاً بىارزش قرار نخواهد گرفت. اصل طرح اين مسأله يك نوع جفا است.
ما از اين مطلب هم كه بگذريم، از اينها شاهد خواستيم كه شما به چه دليل مىگوييد قرآن تحت تأثير فرهنگ زمانه يا جوّ حاكم قرار گرفته است؟ اينها هم به گفته خودشان دليل ارائه دادهاند و ما هم درباره تك تك شبهات و دليلهاى آنها بحث كردهايم.
از جمله گفتهاند اگر قرآن به جاى عربستان در اروپا نازل مىشد، به جاى اين كه بگويد حور العين، تعبير ديگرى به كار مىبرد؛ چون حور را به معناى سرچشمه معنى كردهاند، مىگفت چشم زاغ. حورالعين از نظر عرب جمال محسوب مىشود. ما گفتيم در اصل حُور به معناى سيهچشم نيست. حور از «حَوَر» است به معناى سفيدى، يعنى درخشش سفيدى چشم. حوراء به چشمانى مىگويند كه سفيدى چشم مىدرخشد. آن درخشش چشم حور است و لذا حوراء گفته مىشود. درخشش چشم براى هميشه و در همه جا (در مقابل چشمان كدر) جمال محسوب مىشود. كسى كه اصلًا به لغت مراجعه