معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٣٠ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
برخى گفتهاند در مواردى از اين اصل تخلف شده است؛ مثلًا درباره روح، ايشان روح را مجرد دانستهاند و از عالم امر گرفتهاند، حال آنكه روح، شيء ناميده مىشود و هر شيء مخلوق است. به دليل آيه (إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ ...[١]).
استاد معرفت: ايشان بر مسأله تجرد روح اصرار دارد و هرگز از رأى خود برنگشته است و از عالم امر بودن روح را دليل بر تجرد آن گرفته است. و آيه را دليل آن گرفته است كه روح از سنخ عالم ملكوت است، نه از سنخ عالم ناسوت.
علامه روح را حادث مىداند و به تعدد قدما قائل نيست. ايشان همه ملائكه را و روح را مجرد و از عالم امر مىداند؛ يعنى اينها مخلوق هستند و از سنخ عالم ملكوتاند و اين هيچ منافاتى با اين كه مخلوق و حادث باشند، ندارد.
تجرد به معنى ازلى بودن نيست. بيشتر فلاسفه در مقابل متكلّمين، روح و ملائكه و جن را مجرد، و در عين حال، حادث و مخلوق مىدانند.
گفته شده كه منظور از «كتاب مبين» در آيه «... وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[٢]» به مبناى ايشان، لوح محفوظ است و نه قرآن. ولى در جلد نخست الميزان به صراحت، منظور از آن را قرآن دانستهاند.
استاد معرفت: انسان بايد به آرا و نظرات بزرگان ارج بنهد، گر چه آن را قبول نداشته باشد، زيرا فهميدن حرف بزرگان، خود، ارزش است و قبول داشتن آن، مطلب ديگرى است.
به عقيده من بسيارى از مشكلاتى كه بر ايشان وارد شده، بر اثر اين است كه به حق مطلب ايشان پى برده نشده است. نمىخواهيم بگوييم ايشان از هر گونه اشكال مبرا است، ولى بسيارى از اشكالات از اين قبيل است.
اين شيوه را ما از آيتالله حكيم ياد گرفتهايم. درس فقه ايشان اين امتياز را
[١] . قمر، آيه ٤٩.
[٢] . انعام، آيه ٥٩.