اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٩ - الباب العاشر فى الشكر و الصبر
(١١) ما رزق العبد رزقا اوسع عليه من الصبر لا همّ بعده.
ترجمه: بنده را هيچ روزى فراختر از صبر روزى نكردهاند. بعد از صبر هيچ اندوه نبود، يعنى: هر كه صبر ملكه كند از اندوه متاثر نشود.
(١٢) انّ الصّبر ياتى العبد من اللّه على قدر المصيبة. لا ايمان كالحياء و الصّبر. ترجمه: صبر از خدا ببنده فرود آيد بر قدر مصيبتى كه بدو رسد. هيچ ايمان مانند حيا و صبر نباشد، يعنى: از دلايل ايمان بود.
(١٣) اذا وجّهت الى عبد من عبيدى، مصيبة فى بدنه او ماله او ولده، ثمّ استقبل بصبر جميل استحييت منه يوم القيمة ان انصب له ميزانا، او انشر له ديوانا. ترجمه: خدا ميگويد: چون مصيبتى به بنده فرو فرستم در تن او يا در مال او يا در فرزند او، پس پيش آن مصيبت باز آيد بصبرى نيك شرم دارم كه او را در آخرت ترازويى نهم، يا ديوانى بازگسترانم يعنى: هر كه بر مصيبت صبر كند او را حساب نكنند.
(١٤) الشكر عصمة من النّقمة، الشّكر زينة الغنى، و العفاف زينة الفقر. ترجمه: شكر نگاه دارنده بود از عذاب، شكر زينت توانگرى بود، و عفت زينت درويشى.
(١٥) من حمد اللّه[١] على اياديه السّابغة، و شكره على نعمه السّابقة، استوجب المزيد. ترجمه: هر كه شكر خدا گذارد بر نعمتهاى فراخ
[١]اصل: للّه.