اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٠١ - الباب العاشر فى الشكر و الصبر
در نيايد، و قناعت شمشيرى كه كند نشود، يعنى: در رنج بيفزايد [صبر با حوادث نبرد ميكند: و جزع از ياران روزگار است].
(٢١) الجزع عند البلاء تمام المحنة. اصبر صبر الاكارم، و تسلّ سلّو البهائم! ترجمه: جزع نزدك بلا تمامى محنت است. صبر كن چنانكه كريمان كنند! و اگر نه چون بهايم تسلى يابى.
(٢٢) من صبر صبر الاحرار، و الّا سلا سلّو الاغمار. الصّبر صبران: صبر على ما تكره، و صبر عمّا تحب. ترجمه: هر كه صبر كند چون آزاد مردان، و الا تسلى يابد چون نادانان. صبر دو صبر بود: يكى بر مكروه، و يكى از محبوب.
(٢٣) الحمد للّه الّذى لو حبس عن عباده معرفة حمده على ما اولاهم من مننه المتتابعة، و اسبغ عليهم من نعمه المتظاهرة لتصرّفوا فى مننه، فلم يحمدوه و توسّعوا فى رزقه، فلم يشكروه و لو كانوا كذلك، لخرجوا من حدود الانسانيّة، و لدخلوا فى حريم البهيميّة[١].
ترجمه: شكر آن خداى را كه اگر شناختن شكر از بندگان باز داشتى بر آنچه ميدهد از نعمتهاى پياپى و فراخ، و شامل ميگرداند از كرامتهاى متواتر، تا در در ميان نعمت او ميگرديدندى بىشكر او، و بروزى او فراخ دستى مينمودندى، بىآنكه آن را حقى گزارند بشكر و سپاس دارى مردم از حد مردمى بيرون شدندى، و در حيز بهيمى آمدندى.
[١]صحيفه كامله (دعاؤه فى التحميد للّه تعالى ص ٢٤)- خواجه در ترجمه جمله را دگرگون ساخته است.