اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٨ - الباب الثامن فى الدعاء و الصدقة و فوائدهما
تلف كن! بهترين صدقه آن بود كه بجاه خود يارى دهى كسى را كه جاه ندارد.
(١٨) لا تزال امّتى بخير ما لم تر الامانة مغنما[١] و الصّدقة مغرما. ترجمه:
هميشه امّت من بخير باشند تا كه امانت بغنيمت ندارند، و صدقه بغرامت نشمرند.
(١٩) الدّعاء مفتاح الرّحمة و مصباح الظّلمة. ما المبتلى الذى قد اشتدّ به البلاء باحوج الى الدّعاء، من المعافى الّذى لا يأمن البلاء. ترجمه: دعا كليد رحمت است و چراغ تاريكى. مبتلايى كه بلاى سخت باو نازل باشد محتاجتر نيست بدعا، از كسى كه در عافيت بود و از بلا ايمن نبود.
(٢٠) لا تكن ممّن [ان] اصابه بلاء دعاه مضطرّا، و ان ناله رخاء اعرض مغترّا. ترجمه: از آنان مباش كه چون بلا بايشان رسد باضطرار دعا كنند، و چون آسانى يابند مغرور شوند و اعراض كنند.
(٢١) تستبطىء الدّعاء بالاجابة، و قد سددت طريقه بالذّنوب. ترجمه:
اجابت دعا بدير ميدارى، و راهش بگناهان دربستهاى.
(٢٢) الصّدقة دواء منجح. اذا املقتم فتاجروا الى اللّه بالصدقة! ترجمه:
صدقه دارويى است منجح. چون درويش شويد[٢] با خدا بازرگانى كنيد بصدقه!
(٢٣) اللّهمّ و انّى اجد سبل المطالب اليك مشرعة، و مناهل الرّجاء اليك مترعة، و ابواب الدّعاء لمن دعاك مفتوحة. ترجمه: خدايا من راههاى مطالب بتو گشاده مىبينم، و آبشخورهاى امّيد بتو پر آب، و درهاى دعاى كسانى را كه تو را ميخوانند گشاده.
(٢٤) بابك مفتوح للرّاغبين، و جودك مباح للسّائلين، و اغاثتك قريبة من المستغيثين. ترجمه: در تو گشاده است راغبان را، و جودت مباح است سايلان
[١]اصل: مغتنما.
[٢]اصل: بدرويش دهد.