اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٥٢١ - ترجمه الادب الوجيز للولد الصغير
(شعر:)
ذرينى و اهوال الزّمان اعانها
فاهواله العظمى تليها رغائبه
و كارهاى خرد[١] را در ارتكاب مضرت صعب و بزرگ پندار.
(بيت:)
ذرينى تجئنى منيتى مطمئنّة[٢]
و لم اتجشّم هول تلك الموارد
و در آنچه نيل آن ممكن نباشد، و بادراك آن طمع نتوان كرد، توقع مكن، [١٧ ر] و اميد از آنچه ممكن الحصول باشد منقطع مدار، كه مرد خامل ذكر وضيع كم بضاعت بسيار باشد كه بحصول مطلب[٣] و نجاح مأرب خود را استسعاد يابد، و يقينشناس كه انقطاع امل و مستولى گردانيدن يأس بر دل، خود را بدست خود در هلاكت افكندنست،وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ و روزگار را در اقدام بر خويشتن معاون و معاضد كردن[٤]: كه نوميدى مردم را از طلب، قاصر و عاجز و ضعيف رأى گرداند، تا از دفع نوائب زمان تقاعد كند، پس در مزاولت مصالح و مداخلت امور بتقويت رجاى خود اعتصام نماى، و امل فسيح دار، و همت را جاذبه[٥] حصول بغيت گردان، و بر آنچه از تو فوت شد صبر جميل كن، و لا تأسوا على ما فات را بخاطر دار، (للمتنبى:)
[١]ص: خورد خ: خود.
[٢]خ: كفى محنتى قلبى بها مطمئنة.
[٣]خ: مطالب.
[٤]خ: گردان.
[٥]خ: واسطه.