اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٢٠٦ - الباب التاسع عشر فى فضل الفقر على الغنى
تأس عليه جزعا! ترجمه: آنچه از دنيا بيابى، بر آن شادمانى بسيار مكن، و آنچه از تو فوت شود، بر آن اندوهگين مشو، و جزع مكن!
(٢٠) اعلم انّ امامك عقبة كئودا، المخفّف فيها احسن حالا من المثقّل، و المبطىء[١] عليها اقبح امرا من المسرع. ترجمه:
بدانكه در پيش تو عقبه سخت است كه سبكبار در آن عقبه نيكو حالتر از گران بار بود، و گران رو را كار تباهتر بود از سبكرو.
(٢١) و حبّب[٢] الىّ صحبة الفقراء، و اعنّى على صحبتهم بحسن الصبر، و ما زويت عنّى من متاع الدّنيا الفانية، فادّخر لى فى خزانتك الباقية، و اجعل ما خوّلتنى من حطامها، و عجّلت لى من متاعها، بلغة الى جوارك، و وصلة الى قربك! ترجمه: خدايا[٣]! مصاحبت درويشان نزديك من خوش گردان، و مرا بر آن يارى ده، تا با ايشان صبر نيكو كنم، و آنچه از من بازدارى از متاع دنياى فانى، مرا ذخيره ساز در خزانه باقى تو، و آنچه بمن دادهاى از حطام دنيا، و زودتر بمن رسانيدهاى آن را[٤] سبب رسانيدن بجوار تو و وسيلت قربت تو [ساز]!
(٢٢) عاريا من كلّ نقيصة، دون نقيصة الاعسار، الّتى ليس على
[١]اصل: و المعطى.
[٢]اصل: وجب.
[٣]اصل: ترجمه: واجب است بر من صحبت درويشان، خدايا ... (گويا نويسنده نسخه چون «و حبب» را «وجب» خوانده و نوشته اين جمله را پيش خود افزوده. بنگريد به صحيفه كامله (دعاؤه فى المعونة على قضاء الدين ص ١٥٤).
[٤]اصل: مرا.