اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ١٩١ - الباب الثامن عشر فى آفات الحرص و الطمع
و هو لها مكرم. ترجمه: بسا عزيز كننده نفس كه بحقيقت خوار كرده باشد، و بسا خوار كننده نفس خود را كه عزيز كرده باشد.
(١٤) لو كان لابن آدم [و اديان من ذهب، لابتغى وراءهما ثالثا و لا يملاء جوف ابن آدم،] الّا التّراب و يتوب اللّه على من تاب[١]. ترجمه: اگر دو وادى زر بفرزند آدم دهند، وادى ديگر طلبد و شكم فرزند آدم را جز خاك سير نكند و خدا توبه دهد كسى را كه توبه كند.
(١٥) ابن آدم! عندك ما يكفيك، و انت تطلب ما يطغيك! ترجمه: اى پسر آدم! كفاف دارى، و طلب چيزى ميكنى كه تو را طاغى گرداند.
(١٦) ابن آدم! لا بقليل تقنع، و لا عن كثير تشبع، ايّاك و الطّمع! فانّه فقر حاضر. ترجمه: اى پسر آدم! نه باندك قانعى، و نه از بسيار سير ميشوى، از طمع بپرهيز! كه آن درويشى حاضر بود.
(١٧) من مشى الى طعام لم تدع اليه، فقد دخل سارقا، و خرج مغيرا. ترجمه: هر كه بطعامى شود ناخوانده، دزد باشد در وقت رفتن، و غارت كننده در وقت بيرون آمدن.
[١]اين حديث نبوى در مجموعه ورام ص ١٤٨ و روضة الواعظين ص ٣٥١ آمده است. در اتقان سيوطى (٢: ٢٦) و فصل الخطاب حاجى نورى (ص ٩٣ از مجمع البيان طبرسى و كتاب القراآت سيارى) آمده كه اين بند آيتى از سوره احزاب بوده و در مصحف ابن مسعود نوشته شده بود ولى قرائت آن نسخ گرديد.