اخلاق محتشمي - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩٨ - الباب العاشر فى الشكر و الصبر
(٥) الايمان نصفان: نصف صبر، و نصف شكر[١]. التّحدّث بالنّعم شكر. ترجمه: ايمان دو نيمه است: يك نيمه صبر در محنت، و يك نيمه شكر در نعمت. [باز گفتن نعمتها شكر است].
(٦) الطّاعم الشّاكر بمنزلة الصّائم الصّابر. من يشكر القليل لم يشكر الكثير. ترجمه: طعام خورنده شكر كننده همچون روزهدار صبر كننده بود. هر كه شكر اندك نكند شكر بسيار نكند.
(٧) اوحى الى داود: انّى رضيت بالشّكر، مكافاة لى من اوليائى.
ترجمه: بداود وحى آمد كه: من بشكر راضى شدم، كه دوستان من مكافات نعمت من بجاى آرند،
(٨) انّ اشكر النّاس للنّاس، اشكرهم للّه. لم يشكر اللّه من لم يشكر النّاس. ترجمه: هر كه شكر مردم بيشتر كند، شكر خدا بيشتر كند.
خدا را شكر نكند هر كه شكر مردم نكند.
(٩) من اولى معروفا فليكافىء به، فان لم يستطع فليذكره، فان ذكره فقد شكر. ترجمه: هر كه با او نيكويى كنند، بايد كه مكافات كند، اگر نتواند باز گويد، كه چون نيكويى باز گويد شكر آن كرده باشد.
(١٠) الصّبر نصف الايمان، و اليقين الايمان كلّه. انتظار الفرج بالصّبر عبادة. ترجمه: صبر يك نيمه از ايمان است، و يقين همه ايمان است.
انتظار فرج داشتن بصبر عبادت بود
[١]اوصاف الاشراف ص ٤٤.