تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
مىشد.
در اين بازار، علاوه بر فعاليتهاى اقتصادى، عالىترين نمونههاى نظم و نثر عربى از طرف شعراء و سخنسرايان توانا، در اين كنگره بزرگ عرضه مىگرديد، و بهترين آنها به عنوان «شعر سال» انتخاب مىشد كه هفت قطعه (يا ده قطعه) آن به نام «سبعه يا عشره معلقه» معروف است، و البته موفقيت در اين مسابقه بزرگ ادبى، افتخار بزرگى براى سراينده آن شعر و قبيلهاش بود.
در چنان عصرى، قرآن آنها را دعوت به مقابله به مثل كرد، و همه از آوردن مانند آن اظهار عجز كردند، و در برابر آن زانو زدند (شرح بيشتر در زمينه تحدى قرآن و ناتوان ماندن از آوردن مثل آن را ذيل آيه ٢٣ همين سوره خواهيد خواند).
***
شاهد گويا
گواه زنده اين تفسير براى حروف مقطعه، حديثى است كه از على بن الحسين عليهما السلام امام سجاد عليه السلام رسيده است آنجا كه مىفرمايد: كَذَبَتْ قُرَيْشٌ وَ الْيَهُودُ بِالْقُرْآنِ وَ قالُوا: سِحْرٌ مُبِينٌ، تَقَوَّلَهُ، فَقالَ اللَّهُ: «الم ذلِكَ الْكِتابُ ...» أَيْ يا مُحَمَّدُ هذَا الْكِتابُ الَّذِي أَنْزَلْتُهُ عَلَيْكَ هُوَ الْحُرُوفُ الْمُقَطَّعَةُ الَّتِي مِنْها أَلِفٌ، لامٌ، مِيمٌ وَ هُوَ بِلُغَتِكُمْ وَ حُرُوفِ هِجائِكُمْ، فَأْتُوا بِمِثْلِهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِين ...:
«قريش و يهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است، آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است، خداوند به آنها اعلام فرمود: «الم ذلِكَ الْكِتابُ» يعنى: اى محمّد كتابى كه بر تو فرو فرستادم از همين حروف مقطعه (الف- لام- م) و مانند آن است كه همان حروف الفباى شما است». «١»