تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥
فرموده بود.
در حالى كه بعضى احتمال دادهاند: ملائكه خودشان اين مطلب را از كلمه «فِى الأَرْض» (در روى زمين) دريافته بودند؛ زيرا مىدانستند انسان از خاك آفريده مىشود، و ماده، به خاطر محدوديتى كه دارد طبعاً مركز نزاع و تزاحم است، چه اين كه جهان محدود مادى، نمىتواند طبع زيادهطلب انسانها را اشباع كند، حتى اگر همه دنيا را به يك فرد بدهند باز ممكن است سير نشود، اين وضع، مخصوصاً در صورتى كه توام با احساس مسئوليت كافى نباشد سبب فساد و خونريزى مىشود.
بعضى ديگر از مفسران معتقدند: پيشگوئى فرشتگان به خاطر آن بوده كه آدم، نخستين مخلوق روى زمين نبود، بلكه پيش از او نيز مخلوقات دگرى بودند كه به نزاع و خونريزى پرداختند، پرونده سوء پيشينه آنها سبب بدگمانى فرشتگان نسبت به نسل آدم شد!
اين تفسيرهاى سهگانه، چندان منافاتى با هم ندارند يعنى ممكن است همه اين امور سبب توجه فرشتگان به اين مطلب شده باشد، و اتفاقاً اين يك واقعيت بود كه آنها بيان داشتند، و لذا خداوند هم در پاسخ هرگز آن را انكار نفرمود، بلكه اشاره كرد در كنار اين واقعيت، واقعيتهاى مهمترى درباره انسان و مقام او وجود دارد كه فرشتگان از آن آگاه نيستند!
آنها فكر مىكردند اگر هدف، عبوديت و بندگى است كه ما مصداق كامل آن هستيم، همواره غرق در عبادتيم و از همه كس سزاوارتر به خلافت! بىخبر از اين كه عبادت آنها با توجه به اين كه شهوت و غضب و خواستهاى گوناگون در وجودشان راه ندارد با عبادت و بندگى اين انسان كه اميال و شهوات او را احاطه كرده و شيطان از هر سو او را وسوسه مىكند، تفاوت فراوانى دارد، اطاعت و